یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٥٢
«ارزش» مفهومی است که از ارج نهادن انسان انتزاع شده است.
انسان به چه چیزهایی ارج مینهد و برای چه ارج مینهد؟ سؤالی است که پاسخی نیافته است.
سؤال دیگر این است که آیا ارزشها قبلًا وجود دارند و یا انسان آفریننده ارزش است آنچنان که سارتر میگوید؟ رجوع شود به کتاب اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر صفحات ٣٤ و ٣٦ و به نشریه دانشکده حقوق، شماره ... صفحه ... به قلم ...
این ارزشها بالاخره یا از نوع محبت است و یا از نوع زیبایی است و یا از نوع تکلیف الهامی است و یا از نوع مصلحت عقل است.
٩. [نظریه دیگر] این است که اساساً اخلاق معیار ثابت و مطلق ندارد، همه معیارها نسبی و متغیر است. از جمله طرفداران نسبیت اخلاق، هگل است که ضمناً معتقد به روح زمان و تکامل آن و الهام بخشی آن نیز هست. رجوع شود به ورقههای نسبیت اخلاق و به کتاب فلسفه هگل.
نظریههایی که توجهشان به مبدأ است
از مجموع آنچه گفته شد معلوم شد که برخی مابه الامتیاز فعل اخلاقی را از غیر اخلاقی مبدأ صدور گفتهاند، یا از آن جهت که غایت را نفی میکردهاند مانند نظریه شماره ٤ که معتقد است فعل اخلاقی باید از غایت آزاد باشد و صرفاً تحت فرمان و الهام وجدان صورت گیرد (اما اینکه آیا ممکن است یک فعل بلاغایت باشد یعنی خودش و یا انجام تکلیف غایت باشد، مطلب دیگری است که جداگانه باید بحث شود) [و یا از آن جهت که به غایت توجه نداشتهاند.] در نظریه حکمای الهی اسلامی نیز (نظریه شماره ٣) اگرچه توجه، هم به غایت است و هم به مبدأ ولی بیشتر توجه معطوف به مبدأ است و همچنین نظریه دوم که میگوید فعل اخلاقی آن است که از احساسات نوع دوستانه ناشی شود. البته لازمه این احساسات، ایصال خیر به نوع است و همچنین است نظریه افلاطونی (نظریه شماره ٦).