یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - تربیت و فطرت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٨٢
خودشان را تأمین کند و یا هدف اجتماع را و به هرحال انسان را از فطرت اصلیاش مسخ میکنند. مسئله فطرت انسانی معیاری است برای حفظ اصالت انسانی.
اومانیستهای واقعی
و اما آنان که در خدمت انسانند و اومانیست واقعی به شمار میروند، ملاکهای انسانی و استعدادهای ویژه انسانی و شخصیت و سرشت انسانی و بالاخره فطرت انسانی را در نظر میگیرند و انسان را بر آن اساس رشد میدهند.
مشکلات ناشی از فکر اصالت اجتماع و نفی اصالت فرد
٩. یکی از مشکلات ناشی از هضم شدن فرد در اجتماع و ساختمان غیرفطری اجتماع امروز این است که دستگاههای مؤثر و مسلط بر آموزش و پرورش همواره سعی میکنند که انسانها را آنچنان بسازند که خودشان میخواهند نه آنچنان که انسان به لسان فطرت و تقاضای طبیعت میخواهد، یعنی انسان را مسخ و «از خود بیگانه» میکنند.
مکتبهای منکر اصالت فرد و طرفدار اصالت اجتماع خواه ناخواه منتهی به مسخ شدن و از خود بیگانه شدن انسان میشوند و شدهاند، همچنان که اصالت فرد آنها نیز منجر به سقوط انسان میشود، زیرا برای آنها آزادی بنفسه هدف است نه وسیله، و فطرت را فراموش کردهاند. هر دو مکتب بر ضد اومانیسم است، در هر دو مکتب انسان قربانی میشود.
آیا نوعی تناقض میان استعدادها و سعادتها وجود دارد یا نه، و جریانات دردناک تاریخی در این زمینه
١٠. مطلب مهم دیگر این است: آیا واقعاً میان استعدادهای فطری انسان که در هر فرد هست و سعادتهای فردی یا اجتماعی او نوعی تناقض و تضاد وجود دارد و ما برای رساندن به سعادت واقعیاش باید از بعضی استعدادهای او چشم پوشی کنیم و بلکه او را بسازیم به اینکه برخی استعدادها را از میان ببریم، یا چنین تضادی وجود ندارد؟ میدانیم که برخی مکاتب مبتنی بر ریاضت و رهبانیت میان برخی استعدادهای شخصی و سعادت فرد تضاد قائل است و طرفدار نوعی پیرایش و حذف از شخصیت انسانی است و معتقد است که نیمی از انسان مثلًا غرایز بدنی یا خصوص غریزه جنسی باید فدای نیمی دیگر شود. عمل تجرد پاپها در واقع فداکردن قسمتی از