یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - تربیت و فطرت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٨٠
ساخته شوند نه از نظر تغییر ماهیت، و انسان از نظر تغییر ماهیت و صورت به اصطلاح فلسفی اینچنین است.
٢. مسئله دوم: آیا انسان که استعداد ساخته شدن دارد، هرطور که ساخته شد، برای واقعیت انسانی و به یک معنی برای ماهیت انسانی، مقام وجودی انسانی، شخصیت انسانی انسان، خود انسانی او، فرق نمیکند که چگونه ساخته شود، آنچنان که برای یک آهن ذوب شده و یا گچ آب گرفته چنین است؟ یا آنکه انسان در عین اینکه تغییر ماهیت میدهد، یک سرشت و شخصیت و یک ماهیت نهانی دارد و استعداد آن ماهیت نهانی در او هست و انسانیت و خود واقعیاش آن است و باید آنطور ساخته شود که انسانیتش اقتضا میکند و اگر به غیر آن گونه ساخته شود ماهیت واقعیاش مسخ شده و از انسانیت خود خارج شده است. در ضمیر و استعداد گچ نوع خاصی از ساختن بالقوه نهاده نشده است. به عبارت دیگر آیا انسان در عین اینکه امکان همه گونه ساخته شدن دارد، یک نوع خاص او تقاضای ذاتی و خواهش ذاتی فطرت بوده است برخلاف سایر انواع، یا هیچ نوعی مقتضای خواهش و میل فطری و طبیعی نیست؟ اگر انسان دارای چنین فطرت و خواهشی باشد از یک خود فطری بهرهمند است و عمل برخلاف آن مسخ و از خودبیگانه شدن است والّا از خودبیگانه شدن معنی ندارد. مگر صرف اینکه انسان واقعیت آزاد و اندیشنده و انتخاب کنندهاش از او گرفته شود آیا واقعیت خواهندهاش که اساس واقعیت اوست و واقعیت اندیشندگی و انتخاب کنندگی وسیلهای است برای این واقعیت، از بین رفته است؟
البته به عقیده اگزیستانسیالیسته خود واقعی انسان آزادی است، یعنی اینکه به هیچ خودی پابند نباشد.
٣. آنچه مسلّم است این است که انسان سخت شکل پذیر، صورت پذیر، نقش پذیر است. و دیگر اینکه هر نقش و صورت که پذیرفت هرچند در ابتدا ساده است، بعد مشکل است که تغییر داده شود، از این جهت مانند فلز ذوب شده و گچ آب گرفته شده است که