یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - تربیت و فطرت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٨١
در آغاز آسان است هرشکلی به او بدهند اما بعد سفت و صعب التغییر میشود.
٤. گفتهاند تربیت فن تشکیل عادت است، ولی به این تعریف و بلکه به این نوع تربیت ایرادهای اساسی گرفتهاند که شاید بتوانم بحث کنم.
٥. در موجود زنده مسئله مسخ مطرح است، یعنی زندهای را بر ضد طبیعت اصلی خود او ساختن- که در جمادات معنی ندارد- و به این علت همان خواهش ذاتی، فطری جانداران است.
٦. یک باغبان میتواند تحت تأثیر عوامل خارجی شکل و هیئت یک شاخه یا یک میوه را تغییر دهد ولی آن را برخلاف طبیعت خودش درآورده است و کمتر هم بهره گیری خواهد کرد، برخلاف یک باغبان دیگر که طبیعت گیاهان را خدمت میکند و حداکثر بهره را میبرد، همچنان که طبیب واقعی خدمتگزار طبیعت است. اینجا مسئله اولویت صورتها برای ذی الصوره از یک طرف و مرجوحیت و تحمیلی بودن برخی صورتهای دیگر مطرح است.
مسئله فطرت و شخصیت، رجوع شود به ورقههای تئوری فطرت، شماره ٦
٧. در مورد جاندارها که یک طبیعت مستعد تکامل وجود دارد، کلمه تربیت و پرورش به کار میبریم ولی در مورد جمادات کلمه صنعت و ساختن و پرداختن را. به عبارت دیگر جاندارها دارای شخصیتاند و شخصیت آنها در نظر گرفته میشود و اگر برضد شخصیت آنها عمل شود مقاومت میکنند برخلاف بیجانها. ریشه شخصیت آنها همان میل فطری آنهاست.
٨. این است که در مورد انسان این سؤال پیش میآید که آیا انسان باید پرورش یابد و تربیت شود و یا باید ساخته شود و مصنوع قرار گیرد؟ به عبارت دیگر آیا به انسان از نظر ساختن او باید به مانند یک شخص نگاه کرد و یا به مانند یک شیء؟
بدیهی است که تربیتهایی که هدفشان استخدام انسان است، نوعی بردگی است و به انسان به چشم یک ابزار نگاه میکنند، انسان را به چشم یک شیء نگاه میکنند، یعنی آنچنان میسازند که هدف