یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٦ - اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٠٦
و بلکه ملاک انسانیت انسان آگاهی و آزادی است و هرچه بر ضد آگاهی و آزادی باشد محکوم است، مورد قبول ما نیست.
آیا آگاهی و آزادی وسیله است یا هدف؟
این نظریه مربوط است به نظریه انسان کامل و اینکه عالیترین کمال انسانی آگاهی و آزادی است و عالیترین هدفْ این دوتاست، آنچنان که در فلسفههای جدیدتر خصوصاً اگزیستانسیالیسم مشهود است. از نظر ما آگاهی و آزادی برای انسان وسیله است نه هدف، مگر آگاهی نسبت به حق یعنی معرفة اللَّه که هدف است نه وسیله (برعکس آنچه غرب پرستان میگویند که تنها آگاهیای که آن را وسیله میدانند معرفة اللَّه است).
کفر این عصر
این سخن گرچه در این عصر در حد کفر تلقی میشود که انسان بگوید در مواردی به نفی آگاهی و آزادی فتوا داده شود، ولی ما که به اصطلاح طلبهایم و روی خصلت طلبگی اهل «لِمَ و لا نسلّم» و شعارمان این است: «نحن ابناء الدلیل نمیل حیث یمیل» و این است که «ولکنّ الحق احق ان یتّبع»، میگوییم و از عهده بیرون میآییم.
ما مدعی هستیم که دعوت دین به آگاهی و آزادی برای پیمودن راهی انتخابی است که منتهی میشود به حل شدن آگاهی و آزادی انسان در آگاهی و آزادی خدا، و این خود در عین حال عین آگاهی و آزادی خود انسان است اما خود واقعی نه خود مجازی. رجوع شود به ورقههای روح، خود واقعی و خود خیالی.
عشق، ضد آگاهی و آزادی
اول، بحث خود را از اینجا شروع میکنیم که آیا هر ارزشی که بر ضد آگاهی و آزادی باشد محکوم است؟ پس اول چیزی که محکوم است عشق است، زیرا عشق هم ضد عقل است و هم ضد اراده.
بخشی عظیم از ادبیات عرفانی ما را جنگ عقل و عشق و جنگ اختیار و عشق، و ستایش و حمایت از پیروزی عشق گرفته است.
مولوی در قاهریت عشق، در داستان بلال که حکم عقل (تقیه) ابوبکر را نمیپذیرفت و تابلویی بسیار عالی است (رجوع شود)، میگوید: