یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٨ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٣٧
چهرهها به هم شبیه میشود ... عشق به کمال خود نمیرسد مگر آنگاه که با حضور گرم و دلنشین خود، تنهایی پیری و نزدیکی مرگ را ملایم و مطبوع سازد. کسانی که عشق را فقط میل و رغبت میدانند فقط به ریشه و ظاهر آن مینگرند.
عشق تنها میل و رغبت جسمانی نیست، عشق زوجین در پیری و هنگام خاموشی غریزه
روح عشق حتی هنگامی که اثری از جسم بجا نمانده باشد باقی خواهد بود. در این ایام آخر عمر که دلهای پیر از نو با هم میآمیزند، شکفتگی معنوی جسم گرسنه به کمال خود میرسد.
ص ١٦٥ (فصل نهم) میگوید:
ابتذال زن از عشق مرد بلکه از زیبایی که خود مولود خیال است میکاهد
امروز لباسهای سنگین فشارآور که مانند موانعی بودند، از میان رفتهاند و دختر امروز خود را با جسارت تمام از دست لباسهای محترمانهای که مانع حمل بود رهانیده است. دامنهای کوتاه بر همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است و تنها عیبشان این است که قدرت تخیل مردان را ضعیفتر میکند، و شاید اگر مردان قوه تخیل نداشته باشند زنان نیز زیبا نباشند.
٦. در اسفار جلد سوم، صفحه ١٤٥ ضمن مباحث عشق میگوید:
عشق از نظر صدرالمتألهین نیز میل به اتحاد است
و منهم من قال ان العشق هو افراط الشوق الی الاتحاد و هذا القول و ان کان حسناً الّا انه کلام مجمل یحتاج الی تفصیل، لان هذا الاتحاد من ای ضروب الاتحاد، فان الاتحاد قد یکون بین الجسمین و ذلک بالامتزاج و الاختلاط [١] و لیس ذلک یتصور فی حق النفوس [٢]. ثم لو فرض وقوع الاتصال بین بدنی
[١]. بعد خواهد گفت این نیز اتحاد نیست، و اتحاد در اجسام محال است.[٢]. این سخن مؤید و مکمّل مطلبی است که در صفحه ٤٣٠ در رد ویل دورانت گفتیم و فوق نظرات آنهاست.