یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤ - فطرت و توحید، فطرت عقل و فطرت عشق یا جاذبه عمومی معنوی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٩٤
ابتدع بقدرته الخلق ابتداعاً و اخترعهم علی مشیته اختراعاً ثم سلک بهم طریق ارادته و بعثهم فی سبیل محبته.
٣. در دفتر توحید، نمره ٣١ گفتیم که در حدیث است: من عرف نفسه عرف ربه و یک معنی آن شاید این باشد که معرفت انسان به نقص در باب معرفت، طریق معرفت حق است به کمال. اکنون میگوییم اینطور باید مطلب را عنوان کرد: «میگوییم انسان خدا را باید بشناسد، یا میگوییم خوب است انسان خدا را بشناسد، یا میگوییم انسان میتواند خدا را بشناسد.» در هر حال در اینجا سه عامل وجود دارد: عامل انسان، عامل خدا، عامل معرفت. انسان میخواهد خدا را بشناسد. پس باید انسان و حدود معرفت و توانایی او و ساختمان انسان کاملًا مشخص شود، زیرا این انسان است که با مغز و فکر و اندیشه و دستگاه ادراکی خود میخواهد خدا را بشناسد.
پس باید انسان را بشناسیم، تا انسان را نشناسیم نمیتوانیم خدا را بشناسیم. پس یک وقت است که شناختن انسان برای شناختن خدا از آن جهت لازم و مفید است که آیتی بلکه بزرگترین آیت حق است، و یک وقت از آن جهت لازم است که او عارف است و حق معروف، عامل معرفت است، از آن جهت که سالک و رونده است. مثل این است که در طی طریقی باید سالک و حدود توانایی خود او و مرکب او را شناخت. ممکن است راه مثلًا سنگلاخ باشد و مرکب اتومبیل است، ممکن است که جاده آسفالت باشد و مرکب اسب باشد که در زمین نرم بهتر میتواند حرکت کند. پس انسان دو جنبه دارد. از یک جنبه طریق است (در عین اینکه سالک طریق هم هست [١]). از این
[١]. و بلکه به قولی منزل و مقصد هم هست. درراهنمای دانشوران به شیخ اشراق نسبت میدهد:
هان تا سرِ رشته خرد گم نکنی | خود را ز برای نیک و بد گم نکنی | |