یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - اخلاق - نظریه زیبایی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١١٠
همه اینها زیباییهای به اصطلاح حسی و مادی است. یک سلسله زیباییها که به عقیده امثال بوعلی کاملتر است زیباییهای معنوی است، یعنی با یک حس از حواس قابل درک نیست، با ذهن قابل درک است. از این قبیل است فصاحت. البته فصاحت، اعم از نثر و شعر، قسمت کمش مربوط به لفظ و سامعه است ولی قسمت عمدهاش مربوط است به ذهن و خیال و معانی ذهنی و ترکیب و هماهنگی و تناسب معانی. آنجا که شعر و موسیقی به هم میآمیزد، هماهنگی زیبایی سمعی است با زیبایی معنی و خیالی.
زیباییهای معانی ذهنی گاهی عجیب مسحورکننده است. قطعات عالی و زیبای نثر و نظم با قدرت عجیبی همواره وجدان ذوقی بشر را فتح کرده و میکند. قرآن کریم مظهر فصاحت و بلاغت و کمال زیبایی است و دستور است که این زیبایی معنوی با زیبایی سمعی به هم آمیخته شود: اقرؤا القرآن بصوت حسن، تغنّوا بالقرآن. تأثیر سحرآسای قرآن که آن را جادو میخواندند، معلول کمال فصاحت او بود، به علاوه اینکه معانی قرآنی معانیای است که هنگامی که با این ابزار عجیب در اعماق روح نفوذ میکند، روح را به اهتزاز درمیآورد: و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق، ایضاً: و یخرّون للاذقان یبکون و یزیدهم خشوعاً. نهج البلاغه علی نفوذ شگرفش معلول این است که معانی فطری و تذکرات فطرت را با فصاحتی معجزآسا بیان کرده است. ادیب پیشاوری گفته است (به نقل کتاب بحثی در تصوف): در عمرم دو بار در اثر خواندن شعری از هوش رفتهام، یک نوبت با خواندن این غزل حافظ:
زان یار دلنوازم شکری است با شکایت | گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت | |