یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - اخلاق مارکسیستی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣٠٣
تعداد طبقات، اخلاق وجود دارد [١].
در حقیقت دو اصل معروف دیالکتیک یعنی اصل وابستگی به محیط یا تأثیر متقابل و اصل حرکت و تغییر بر این امور حاکم است.
این اصلها درباره نهادهای جامعه که پیاده شده است با تعبیر زیر بنا و روبنا بیان شده است.
به هر حال این تئوری درباره اخلاق این است که اخلاق یک انعکاس و یک روبنا از وضع اقتصادی است به این معنی که هر سیستم اخلاقی حافظ منافع است، در جامعه طبقاتی حافظ منافع طبقاتی است. چیزی که هست در برخی جامعههای طبقاتی طبقه حاکم اخلاق خود را بر طبقه محکوم تحمیل میکند و در برخی جامعههای طبقاتی که طبقه محکوم به مرحلهای از رشد رسیده، این طبقه اخلاق حافظ منافع خود را منعکس میکند.
در مجله انترناسیونالیست از انگلس نقل میکند (شماره ٥، ص ٤٨):
ما کمونیستها مدلّل میکنیم که چون سراسر تاریخ اجتماع شامل تاریخ آن مبارزاتی بوده است که (حداقل از انقراض کمون اولیه به بعد) دائماً بین طبقات متضاد اجتماعی جریان داشته، لذا «اخلاق نیز همیشه اخلاق طبقاتی بوده است. اخلاق یا حاکمیت و منافع طبقه حاکمه را تبرئه میکند و یا انزجار و تنفری را که بر علیه این حاکمیت وجود دارد منعکس و منافع آتی ستم کشان را نشان میدهد و این در موقعی صورت میگیرد که طبقه مظلوم به حد کافی نیرومند شده باشد.» [٢]
چنان که میبینیم این نظریه یک نظریه فلسفی است از آن نظر که
[١]. ر. ک: مجله انتر ناسیونالیست، شماره ٥، ص ٥٧ و ٥٨.[٢]. ظاهراً از جمله «اخلاق نیز همیشه ...» از انگلس است.