یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٥١
قابل توجیه نیست.
فعل اخلاقی آن است که به خاطر یک ارزش صورت میگیرد نه به خاطر یک سود
٨. فعل طبیعی آن است که هدف از آن سود و یا زیان باشد و فعل اخلاقی آن است که به خاطر یک ارزش به وجود آمده باشد. فعل طبیعی یک فعل منطقی و عقلی است و با عقل قابل توجیه است، برخلاف فعل اخلاقی مانند ایثار و غیره که فوق عقل و فوق منطق است.
در اینجا داستان پطر کبیر و داستان جوان گرسنه و سگ گرسنه که آقای قاینی در مقدمه کتاب مذهب در رویدادها و آزمایشهای بشری ص ١٧ و ١٨ آورده است، مناسب است.
این نظریه هیچ محتوایی ندارد. قرار دادن «سود» در مقابل «ارزش» بی معنی است. هر سودی یک ارزش مادی است (رجوع شود به بحث ارزش در ورقههای اقتصاد) و بنابراین ارزشهایی که سودی در آن نیست ارزشهای معنوی و در حقیقت سودهای معنوی است. البته سود معنوی یعنی کمال. و لازم نیست هر جا که پای ارزش معنوی میآید نفس مستشعر به آن باشد و به انگیزه یک کمال مشخص [کار را] انجام دهد تا گفته شود شبیه فعل طبیعی میشود که انسان کاری را برای این انجام میدهد که خیری به شخص خودش برسد، و حال آنکه انسان در کارهایی نظیر داستان پطر و داستان جوان گرسنه چنین هدفی ندارد، بلکه منظور این است که طبیعت کمال جوی انسان کمال خویش را عملًا با چنین ایثارها و گذشتها به دست میآورد. پس هر ارزشی عملًا یک سود معنوی است، گو اینکه انسان کار را به خاطر سود معنوی انجام نمیدهد. به هرحال این مسئله که چگونه است که انسان شیفته یک ارزش میگردد و حال آنکه سودی در آن ارزش ندارد و صرفاً برای کاری ارج و اهمیت قائل است، اصول مکتب مادی به هیچ وجه نمیتواند آن را توجیه کند. ولی در اینکه انسان احیاناً کاری را به شکلی انجام میدهد که هیچ چشمداشتی به یک سود- ولو معنوی- ندارد، جای بحث نیست.
سؤال دیگر این است که ملاک ارزشها چیست؟ خود کلمه