یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨ - آثار عشق و محبت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٥٧
و تزکیه نفس. هر چند نمره «ج» هم قدرت اخلاقی بود، اما او تقویت و نیرومند کردن بود و این تصفیه و تزکیه خودکار و اتوماتیک.
اثر عشق است که مرغ خودخواه را که فقط به فکر خود بود که دانهای جمع کند و خود را محافظت کند به صورت موجودی سخی درمیآورد که همین که دانه پیدا کرد جوجهها را آواز میدهد، یا یک مادر را که تا دیروز دختری لوس و نُنُر و بخور و بخواب و زود رنج بود با قدرت شگرفی در مقابل گرسنگی و بیخوابی و ژولیدگی اندام صبور و متحمل میکند، تاب تحمل زحمات مادری به او میدهد، حتی خروس را یا مرد را سخاوت و قوّت و قدرت کار میدهد.
اثر عشقهایی که ناشی از خودخواهی است
جای این است که بحث شود که عشق به چه چیزی این آثار را دارد؟ باید گفت اولًا مطلق عشقها حتی عشق به پول (به شرط وصول به معشوق) موجب نشاط و لذتی است که نگه میدارد وجود انسان را، ولی آن عشقی که آدمی را اصلاح میکند و ضعف و جبن و بخل و جزع و کم صبری و تکبر و کدورت و کودنی و پپه بودن را از بین میبرد عشق به غیر است. خودخواهی یعنی انسان تا از خود بیرون نرفته ضعیف است و جبان و بخیل و حسود و کم صبر و معجب و متکبر و روحش برقی و لمعانی ندارد، اما همین که از خود پا بیرون نهاد و حصار خودی را شکست این خصایل و صفات پیدا میشود.
برای جمع آثار عشق و مثالهای آن باید مراجعه کامل شود به دیوان وحشی کرمانی و غیره.
خودپرستی به مفهومی که باید از بین برود یک امر وجودی نیست، یعنی نه این است که انسان باید علاقه وجودی نسبت به خود را از بین ببرد تا از خودپرستی برهد. معنی ندارد که آدم کوشش کند که خود را دوست نداشته باشد و امکان هم ندارد که سعی به این شکل نتیجه بدهد. معنی خودپرستی حصر علایق است به حدود منافعی که به وجود خود آدمی برمیگردد. پس خودپرستی محدودیت افکار و آمال و تمایلات است. عشق، علاقه و تمایل انسان را به خارج از وجود خودش متوجه میکند و وجود انسان را توسعه میدهد، کانون