یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣ - اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٠٣
هم بد میدانند، زیرا آگاهی و آزادی یعنی عقل و اراده را- که ملاک اصلی انسانیت انسان است و دو ارزش متعالی انسان است-
ماشین شدن
از انسان میگیرد و انسان را به صورت ماشین فاقد ابتکار (که کار عقل است) و اختیار (که کار اراده و آزادی است) در میآورد و انسان را از هر دو لحاظ: هم عقل و هم اراده به صورت اسیر و برده در درون خود درمیآورد.
محبت، ضد عقل
اما عقل اسیر میشود زیرا از جمله خصلتهای عادت این است که میل و رغبت و محبت ایجاد میکند و هرجا که میل و محبت و غرض پیدا شد چشم عقل کور میگردد [١]، حب الشیء یعمی و یصم، چون غرض آمد هنر پوشیده شد- صد حجاب از دل به سوی دیده شد، انارة العقل مکسوف به طوع هوی ...
نیروی حاکم، ضد عقل
اما اراده اسیر میشود از آن نظر که عادت به صورت نیرویی حاکم بر وجود انسان در میآید و طبیعت ثانیه میشود و خود بدون دخالت اراده و دخالت انتخاب، کار را انجام میدهد آنچنان که طبیعت انجام میدهد. پس عادت به طور کلی عامل اسارت انسان بما هو انسان است.
گفتیم این نظریه در عین اینکه نظریه دقیق و جالبی است، قابل بحث است.
خفّت مؤنه از جنبه عادیات نداشتن
از نظر ما که خود طرفدار خفّت مؤنه هستیم و در بحثهای آزادی و بحثهای زهد خصوصاً در سیری در نهج البلاغه مدعی شدهایم که انسان هر اندازه از اعتیاداتش بکاهد سبکبارتر و سبکبالتر است،
اسارتها یا ثقل مؤنه ها
کان رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله خفیف المؤنه (رجوع شود به سیری در نهج البلاغه صفحه ٢٢٥)، مخصوصاً در مورد رهبران معتقدیم که فلسفه زهد آنها- و لااقل یک فلسفه برای زهد آنها- عدم ابتلاء به اعتیادات است،
عادات انفعالی اسارتآور است
هر نظریهای که ضد عادت باشد میپذیریم، در عین حال معتقدیم که همه اسارتها و به تعبیر اسلامی ثقیل المؤنه بودنها مربوط است به عادات انفعالی، یعنی عاداتی که انسان را تحت تأثیر یک عامل خارجی از قبیل سیگار، چای، تریاک، رختخواب گرم [قرار میدهد] و حتی کارهایی که در وقتهای معین انجام میشود،
[١]. بعلاوه کار عادی نیمه غریزه میشود و از روی بیتوجهی صورت میگیرد.