یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - مسائل کلی در اخلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٧٠
از مقاله ششم اصول فلسفه برمیآید که ممکن نیست انسان فعلی را مرتکب شود که آن فعل با نفس او ملایمت نداشته باشد و یک مرتبه از مراتب نفس را اشباع و ارضاء نکند و برای آن مرتبه خیر و کمال نباشد. اگر بگوییم غایت طبیعی و ذاتی فعل نفع غیر است و آنچه عاید فاعل میشود فقط لذت است و کافی است برای محرک بودن انسان به سوی فعلْ لذت بردن هرچند از فعل هیچ گونه نتیجهای عاید او نشود، جواب این است که لذت واقعی بدون اینکه نفس از قوه به فعل و از نقص به کمال برسد ممکن نیست، لذت تابع یک واقعیت است.
حکمای ما اساس اخلاق را بر حکومت عقل و تسلط وی بر قوا و غرایز میدانند.
٢٥. نسبیت اخلاق به حسب زمانها و محیطها و مکانها و اشخاص و بالاخره شرایط طبیعی و اجتماعی:
الف. لا تؤدبوا اولادکم بأخلاقکم ...
ب. بنا بر نسبیت اخلاق و عدالت، یک کار نمیشود گفت همیشه اخلاقی است و عدالت است، همان کار در جای دیگر ضد اخلاق و ضد عدالت است.
ج. فرق اخلاق و آداب. اخلاق نظام دادن به غرایز خود و ساختن خود است، او همیشه خوب است، از قبیل اعتدال در قوه غضب و شهوت و حکومت عقل و سهم دادن عقل و رعایت عقلْ مصالح کلی شخصیت انسان را. تشبیه عوارض عدم تنظیم غرایز به جامعههای طبقاتی با همه عوارض آنها. پس اخلاق عبارت است از تقسیم حقوق غرایز و این یک امر نسبی نیست.
آداب مربوط به فنون است، مربوط است به رابطه انسان با اشیاء خارجی از قبیل نوشتن، اسب سواری، رانندگی، تیراندازی، شناگری.
د. مسئله نسبیت اخلاق و نسبیت عدالت، حکومت زمان را بر انسان تثبیت میکند. اخلاق مربوط به سازمان غرایز فرد و عدالت مربوط است به سازمان اجتماع.