یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١ - اخلاق - نظریه پرستش
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٢١
امری عقلانی است، دین احساس است، استغراق ناگهانی و فراگیر روح در احساس به کل تا آنجا که از خودی به از خود گذشتگی و از فصل به وصل برسد [١]. نمیدانم آیا مغرب زمینیان به چنین احساسی دست یافتهاند.
ایضاً از قول سبدها:
اشخاص یا امور فردی جدا از هم، ظلّ و سرابی بیش نیستند و اوهام «مایا» هستند. وقتی که بتوانید حس کنید که از قالب و شخصیت کوچک خود در میآیید و با خرسندی در دریای هستی غرق میگردید و هر چیز دیگر جز این اتحاد با هستی در نظر شما پوچ و بیمعنی میآید، در آن صورت است که معنی دین و خدا را درمییابید و خود جزئی از خدا میگردید و در وجود بیپایان خدا محو میگردید.
ایضاً آریل از قول ثورورا:
اگر در روز گرم و مرطوبی بر روی آب سنگین استخر غوطه بخورم، تقریباً از زنده بودن دست میکشم و شروع میکنم به هستی.
ایضاً ص ٤٣٦ سبدها:
او (بودا) مانند مسیحیان طالب لذت بهشتی نبود، بلکه میخواست مطلقاً لذت را نفی کند و موانع میان شخصیت
[١]. در حقیقت، از خود گذشتگی اگرچه صورت فصل از خود را دارد اما حقیقتش وصل به کل است.