یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣١ - نقش تاریخی زن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٥٣٠
گرانبهاتر و بهتر، و هرچه بیزبانتر و هرچه منفعلتر و هرچه دست و پا چلفتیتر و هرچه متکیتر در حوائج زندگی بهتر. بسیاری از جوامع قدیم اینچنین بوده است.
اما نوع دوم. در برخی جوامع زن از خانه بیرون آمده است و وارد اجتماع شده و در تحصیل و شئون اجتماعی و هنری شرکت کرده و به صورت «شخص» درآمده است، اما نظر به اینکه حریم را کنار گذاشته و در دسترس مرد قرار گرفته و اماکن عمومی، کابارهها، دانسینگها، خیابانها پر است از جنس زن در حالی که خود را به نمایش و در معرض فروش گذاشته است، بی ارزش و بیبهاست، یعنی شخص است اما بیارزش. آیا میتوان گفت این ارزش برای زن در اثر بیشخصیتی بوده است؟ نه. در ورقههای مربوط به روحیه زن ثابت شده که گرانبها بودن زن برای مرد یک ارزش اصیل است، بلکه اصیلترین ارزشهاست. در این گونه جوامع- که جوامع جدید اروپایی از این قبیل است- تاریخ، «مذکر- مؤنث» است و به تعبیر ما «مذنّث» است.
نوع سوم این است که زن هم شخص باشد و هم گرانبها؛ یعنی هم استعدادهای عقلانی، فنی، هنری، اجتماعی و حقوقی، اخلاقی، عرفانی او رشد داده شود و هم حریم میان او و مرد حفظ شود و از ابتذال دور نگه داشته شود، نه محبوسیت و نه اختلاط. در این گونه جوامع زن شخص است و گرانبها و مؤثر در تاریخ و شریک در ساختن تاریخ، و چنین تاریخ نیز «مذنّث» است اما با حفظ اینکه مرد در مدار خود و زن در مدار خود قرار گیرد.
در ورقههای زن در قرآن گفتهایم که اسلام با آن فکر که زن را عنصر فریب و گناه میداند و شیطان کوچک و معتقد است شیطان زن را فریفت و زن آدم را، مخالف است، هر دو از جهت پذیرش امر رحمانی و تأثر از وسوسه شیطانی علی السویهاند.
و گفتهایم که قرآن مخصوصاً از قدّیسات و قهرمانان معنوی زن