یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٤٠
١. فعل طبیعی یعنی فعل ناشی از میلی طبیعی که هدفش نفع خود یا دفع ضرر از خود و یا هدفْ لذت فردی یا دفع الم فردی باشد.
تعریف میل طبیعی این است که وابسته به یکی از نیازهای مادی و جسمانی باشد. از این رو میل جنسی نیز به دلیل وابستگی به سازمانی مادی در بدن از هورمونها و بیضهها، تخمدانها و غیره یک نیاز جسمانی فردی است، هرچند هدف خلقت از جهاز تناسلی مصالح نوع است.
آیا ماهیت اخلاق، عاطفه است؟ (نظریه عاطفی)
اما فعل اخلاقی عبارت است از فعلی که از یک میل عالی ناشی شود که هدفش نفع غیر یا دفع ضرر از غیر یا لذت غیر یا دفع رنج از غیر باشد. به عبارت دیگر فعل اخلاقی آن است که از لحاظ مبدأ فاعلی (انگیزه) از احساسات غیرخواهانه ناشی شود و از نظر علت غایی، هدف غیر باشد نه خود [١]، برخلاف فعل طبیعی که از احساسات
[١]. به عبارت دیگر فعل اخلاقی آن است که صد درصد «احسان» و «جود» باشد. بوعلی در فصل پنجم از مقاله ششم الهیات شفاص ٨٢ چاپ قدیم، آنجا که در بیان فرق جود و خیر بحث میکند، میگوید:
انّ شیئاً واحداً له قیاس الی القابل المستکمل به و قیاس الی الفاعل الذی یصدر عنه و اذا کان قیاسه الی الفاعل الذی یصدر عنه بحیث لا یوجب ان یکون الفاعل منفعلًا به او بشیء یتبعه کان قیاسه الی الفاعل «جوداً» و الی المنفعل خیراً. و لفظة الجود و ما یقوم مقامها موضوعها الأول فی اللغات افادة المفید لغیره فائدة لا یستعیض منها بدلًا و انه اذا استعاض منها بدلًا قیل له مبایع او معاوض و بالجملة معامل و لأن الشکر و الثناء و الصیت و سائر الاحوال المستحسنة لا تعد عند الجمهور من الاعواض بل إما جواهر و إما اعراض یقررونها فی موضوعات یظن انّ المفید غیره فائدة یربح منها شکراً هو ایضاً جواد و لیس مبایعاً و لا معاوضاً، و هو فی الحقیقة معاوض لأنه أفاد و استفاد سواء استفاد عوضاً مالیاً، إما من جنسه و إما من غیر جنسه او شکراً او ثناء یفرح به او استفاد ان صار فاضلًا محموداً بأن فعل ما هو أولی و أحری الذی لو لم یفعله لم یکن جمیل الحال فی فضیلته. لکن الجمهور ...
بیان عالی و جالبی است، خصوصاً اینکه میگوید اگر انسان خیری به دیگران برساند و هدفش از رساندن خیر کسب فضیلت اخلاقی و محلّی شدن به حلیه کمالات معنوی باشد، باز هم فعلش از جود بودن و احسان بودن خارج میشود. احسان و جود آنگاه محقق میشود که از هر انگیزهای جز ایصال خیر به مستحق خالی باشد، آنچنان که ذات حق نسبت به موجودات چنین است. بوعلی اینجا برای تحقیق معنی احسان و جود چنین نظر میدهد، نه برای بیان معیار اخلاقی. ولی کانت در معیار اخلاق معتقد است که فعلی است که از هر جهت مطلق و غیر مشروط باشد، یعنی به دلیل هیچ انگیزهای (جز تکلیف) نباشد. میان این دو نظر مقایسه شود.