یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٩ - اخلاق مارکسیستی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣٠٨
الف. مستقل نبودن
ب. جاودانه نبودن، همانطور که حقیقتِ (علم) جاودانه و واقعیت جاودانه (روح و خدا) نیز مورد انکار است.
ج. عام و نوعی نبودن و طبقاتی بودن. در حقیقت برمیگردد به اینکه فطری و ارزشی نیست، فقط منفعتی است و نتیجهاش این است که اخلاق هیچ گاه اخلاق نیست، منفعت جویی است [١].
د. ماهیت واحد نداشتن، بلکه عنوان مشترک یک عنوان عرَضی است.
ه. هر دوره جدیدتر، از دوره قبل محتوای بیشتر داشتن و مترقیتر بودن (البته اینکه ملاک ترقی چیست، در این مکتب جواب ندارد).
و. به عدد طبقات، متعدد بودن، برخلاف نظریات دیگر که اولًا اخلاق را و بلکه مطلق زندگی معنوی را به حکم ایمان به اصل فطرت در انسان، مستقل از زندگی مادی و انسانیت را مستقل از حیوانیت میدانند و به اصول جاودانه و ارزشهای جاودانه انسانی قائلند و برای نوع انسان به یک اخلاق انسانی قائلند و قهراً برای آن اخلاق مستقل، جاودانه و نوعی، ماهیت واحد قائلند و در صدد کشف آن هستند.
٢. بحث دوم درباره اخلاق مارکسیستی است که مارکسیسم چه اخلاقی را اخلاق عالی میداند و آیا با آن تئوری فلسفی درباره اخلاق، سیستم اخلاقی داشتن معنی دارد؟ سیستم اخلاقی داشتن فرع بر اصالت و استقلال روحیه اخلاقی است. به عبارت دیگر معنی استقلال نداشتن این است که هر اخلاقی در اصل و ریشه انعکاس منافع یک طبقه (و یا عموم انسانها در جامعه بیطبقه) است و حال آنکه در ماهیت اخلاق، نوعی تقدس و مافوق منافع بودن خوابیده است- ر. ک ص ٣١٥ و ٣١٦.
به هر حال بحث دوم درباره اخلاق مارکسیستی است. در اینجا
[١]. ر. ک: ص ٣١٥ و ٣١٦ که این نظریه رد شده است.