یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٤٤
بنا بر این نظر میتوان گفت حقیقت اخلاق عبارت است از پیدایش عدالت در درون نفس انسان، و فعل ناشی از حالت عدالت هرچه باشد اخلاقی است، و هم میتوان گفت که اخلاق از مقوله تسلط عقل بر نفس است، هم میتوان گفت از مقوله آزادی عقل است، یعنی همه اینها حاصل است. آنچه برای نفس حاصل میشود، عدالت، انقهار، تسلیم، اطاعت است و آنچه برای عقل حاصل میشود تسلط، استیلا، قاهریت، آزادی برای کسب معقولات و انجذاب به عالم عقول است [١]، برای اینکه هدف از برقراری عدالت جلوگیری از طغیان قوای نفسانی است و هدف از این جلوگیری، استیلا و حکومت عقل است و هدف اصلی از این استیلا آزادی عقل است برای کسب معقولات و «صیرورة الانسان عالماً عقلیاً مضاهیاً للعالم العینی» که سعادت واقعی و ملاک انسان کامل در نزد حکماست. رجوع شود به اواخر جلد چهارم اسفار صفحات ...
نظریه این حکما را به این نحو نیز گفتهاند که فعل اخلاقی این است که مبدأ، عقل و غایت، خیر و فضیلت باشد. ولی خیر حقیقی از نظر این حکما برای انسان، کمال عقل نظری است و فضیلتهای اخلاقی اعم از فردی و اجتماعی مثل راستی و درستی و عدالت اجتماعی همه برای این است که جامعه انسان بتواند به خیر حقیقی که همان حکمت و «صیرورة الانسان عالماً عقلیاً مضاهیاً للعالم العینی» است نائل شود. پس فضیلت بودن فضیلت برای نافع بودن آن و وسیله خیر واقعی بودن آن است.
اینجا این شبهه پیش میآید که چرا این حکما مبادئ افعال را اینچنین تقسیم کردهاند که یا شهوت است یا غضب یا وهم یا عقل، و
[١]. البته به این نکته باید توجه داشت که طبیعت عقل از آن جهت که پیروی ازمصلحت است و در طبیعت عقل، حساب و دوراندیشی و در نظر گرفتن همه ملاحظات هست، هرگز به افراط نمیکشد و این یگانه چیزی است که حد افراط ندارد، هرچه زیادتر بهتر. مسئله جربزه، افراط در محاسبات عقلی نیست، بلکه نوعی زیرکی خیالی است.