یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - بحث فطرت در انجمن پزشکان - ١٢/ ٩/ ٥٥
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٦٨
ملاک تحسین و ملامت نبود.
٤. انسانها بهطور استعداد، بالفطره یک سلسله ارزشها را دارند که ملامت و تحسین مربوط است به به فعلیت رساندن آن استعدادها.
بحث در این است که ارزشهای انسانی ریشه فطری دارد یا نه؟
نظریات مختلفی در اینجا وجود دارد:
الف. نظریه فطری بودن، یعنی طبیعت و خلقت در سیر تکاملی خود، رسیده به اینکه انسان را همانطور که از نظر زیستی در شکل متمایزی قرار داده، از نظر دیگر که آن را بعد روحی مینامیم، به او استعدادهای متعالی عنایت کرده است و همان است که به نام «روح» و «امر» خوانده میشود. معنی فطرت علمی این است که انسان، بالفطره نه بالاکتساب استعداد تفکر و عالم شدن را دارد و بالفطره علم جوست، نه اینکه عالم بالفعل به دنیا میآید. اما اینکه آیا این تمایز انسانی و روحی، محصول تمایز زیستی مثلًا تکامل مغز است یا نه (یعنی خاصیت ماشینی یا شیمیایی مغز است که به صورت این استعداد جلوه کرده است) مسئله دیگری است که به هرحال ربطی به بحث فعلی ما ندارد. ما کار نداریم که این استعدادها ریشه مادی دارد یا روحی، به هرحال فطری و ساخته جریان خلقت است نه ساخته خود انسان ولو در طول تاریخ و نه محصول اجتماع انسانی به شکلی که دورکهیم میگوید.
٥. پس مسئله جدیدی پیدا میشود که آیا فطریات تنها با نظریه روحی قابل توجیه است یا با نظریه مادی بودن روح هم قابل توجیه است؟
٦. پس ما میخواهیم مدعی شویم که حقیقتی وجود دارد و آن اینکه جریان خلقت و تکامل خلقت و خارج از خواست و اراده انسانها به انسان یک سلسله ابعاد وجودی داده که آنها را فطریات انسان مینامیم. در این جهت فرق نمیکند که نوع انسان را مخلوق دفعی بدانیم یا به ترانسفورمیسم قائل باشیم، و فرقی نمیکند که برای روح اصالت قائل شویم یا روح را تابع و کیفیتی بدانیم، که قهراً بنا بر