یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠ - بحث فطرت در انجمن پزشکان - ١٢/ ٩/ ٥٥
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٧٠
برعکس طبیعت که مثلًا اول مغناطیس است بعد خاصیت و کار او، اما انسان خودش بر کارش تقدم ندارد بلکه کارش بر خودش تقدم دارد.
این نظریه از نظر زیستی همان نظریه لامارک است که به اصل کار یعنی استعمال و عدم استعمال تکیه داشت. ولی این نظریه تنها به آن جهت ناظر نیست، ناظر به شخصیت و ابعاد انسانی انسان هم هست، کارِ انسان را ابعاد انسانی داده است.
١٢. در این مطلب جزئی از حقیقت هست.
١٣. اولًا این مطلب باید گفته شود که کار موجود زنده با موجود غیرزنده یک تفاوت دارد که در موجود زنده به نحوی اثر میگذارد که در غیرزنده نمیگذارد و آن این است که در موجود زنده عکس العمل انطباق به وجود میآورد. کار در موجود غیرزنده ایجاد عادت نمیکند، در موجود زنده ایجاد عادت میکند و این عادت عکس العملی است درونی و فعالانه.
مسئله سازندگی انسان خود را (پراکسیس)
١٤. اما اینکه جزئی از حقیقت در این مطلب هست این است که باید بدانیم که انسان یک تفاوت با حیوانات دارد که از نظر روحی یک نشئه مؤخر است از جسم خودش و چون دارای عقل و اراده است خود میتواند خود را بسازد با عمل خود.
اینجا مسئله دیگر مطرح است: تأثیر عمل در ساختن روح و در ایجاد ملکات متناسب (النفس و البدن متعاکسان ایجاباً و اعداداً).
پس تا اندازهای این مطلب درست است، ولی سخن ما این است که اولًا فرضیه سازندگی به معنی ایجاد ملکات است نه ایجاد فطریات. ملکات بر دو قسم است: ملکات موافق فطریات که همانها است کمالات انسانی و معیارهای انسانی، و دیگر ملکات ضد فطریات که ملاک مسخ شدگی است. به هرحال سازندگی عمل بر اساس فطریات است که دوگونه است برخلاف نظریه پراکسیس مارکسیسم. و ثانیاً سازندگی فقط بنا بر نظریه روحی قابل توجیه است، یعنی هر اندیشه عمل مشاکلی را ایجاب میکند و هر عمل اندیشه و صورت مشاکلی را. تدریجاً صورتهای مشاکل، صورت