مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٦ - نقد نظرات مهندس بازرگان
یعنی خودآگاهی من از عنصر سوم من ناشی میشود یا خودآگاهی من مربوط به عنصر اول و عنصر دوم است [١]؟
سؤال دوم من این است: وقتی که من میمیرم تکلیف عنصر سوم چه میشود؟ آیا عنصر سوم فانی میشود (شما که نمیگویید فانی میشود) یا به ماده و انرژی تبدیل میشود یا به همان حالتی که هست (همان حالت عنصر سوم) باقی میماند؟ اگر معتقد باشید که عنصر سوم به حالت عنصر سومی باقی میماند، باید بگوییم یک حرفی زدهاید نظیر حرف کسانی که گفتهاند روح باقی میماند. بعد برای شما هم این سؤال به وجود میآید که این روح که باقی میماند، بعد در مجموع عالم که رستاخیز به وجود میآید، آیا روح یا عنصر سوم دوباره میآید به این بدن ملحق میشود یا ملحق نمیشود؟ اگر بگویید ملحق میشود، برگشتید به معاد به همان مفهومی که انکار میکنید که عود چیزی به بدن باشد. و اگر بگویید ملحق نمیشود بلکه فانی میشود، چطور فانی میشود؟
آیا معدوم میشود؟ در این صورت آیا شما قبول میکنید که موجودی معدوم شود؟ یا اینکه دوباره تنزل میکند و به ماده یا انرژی تبدیل میشود؟ و بالاخره از نظر بقای شخصیت شخص، چه روی اصولی که در درس دینداری طی کردهاید و چه روی اصولی که در ذره بیانتها طی کردهاید، چه راه حلی پیدا کردهاید؟ این را برای ما بفرمایید [٢].
- یک دعوایی بین معتقدین به معاد جسمانی و معتقدین به معاد روحانی بوده و هنوز هم هست. آنهایی که معتقد به معاد روحانی هستند میگویند (به طور خلاصه) احتیاجی نیست که این جسم دوباره زنده شود تا ما بخواهیم مشکلاتش را حل کنیم؛ معادْ معاد روحانی است و عذاب و لذت هم عذاب و لذت روحانی است. معتقدین به معاد جسمانی میگویند این مغایر با نصّ صریح قرآن است، برای اینکه در جاهای مختلفی که قرآن توصیفی از بهشت و جهنم میکند کاملا حس میشود که از بهشت و جهنم جسمی صحبت میکند. بنده میخواستم سؤال کنم که آیا برای لذت یا رنج جسمانی بردن احتیاج است به اینکه حتما جسم وجود داشته باشد یا بدون وجود جسم هم انسان میتواند احساس لذت و الم جسمی کند؟ در جواب این سؤال عرض میکنم لزومی ندارد که این جسم با همین شکل و هیأت و ابعاد و ماده وجود داشته باشد تا احساس لذت جسمی بشود. بهترین و کاملترین نمونهاش خواب است. ما در خواب لذت و رنج جسمی را به طور کامل احساس میکنیم و آنچنان به نظر ما طبیعی است
[١]. قبلا این سؤال را کرده بودم.[٢]. [صحبتهای بعدی متعلق به مهندس بازرگان نیست.]