مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٤ - پایه سوم معجزه تقوا
هم حفظ و نگهداری میکند و از میان نمیبرد. اما در راههای دیگر ممکن است کسی، دیگر آن امور را فراموش کند، فقط به زندگی رو میآورد، میشود مادی در زندگی؛ یک کسی هم زندگی را به کلی رها میکند، مثل جوکیهای هندی میرود یک گوشهای و فقط میپردازد به اینکه قوای روحی خودش را تقویت کند.
از نظر اسلام این عمل حرام است؛ نه تنها مستحسن نیست، اصلا عمل حرامی است و تازه غیر از این که نوع عمل حرام است هدفش هم حرام است چون این که کسی این کارها را بخواهد بکند برای این که چنین قدرتی به دست بیاورد رذالت است. اولیاء خدا، خدا را عبادت نمیکنند که خدا در نتیجه آن عبادت یک چنین قدرتی به آنها بدهد که کار خارقالعاده بکنند. این نفسپرستی است، این گول خوردن است. آنها خدا را عبادت میکنند که خدا را عبادت کرده باشند ولی خود به خود چنین چیزهایی هم پیدا میشود؛ و لهذا افراد زیادی در دنیا هستند که از طریق عبادت چنین چیزهایی را به دست آوردهاند و ابدا بروز نمیدهند برای اینکه میترسند این بروز دادن یک نوع خودنمایی باشد و اگر خودنمایی باشد بسا هست که از آنچه که در نزد خدا دارند یعنی از آن قرب معنوی سقوط میکنند؛ ولی خود به خود آن به دنبال این برای انسان پیدا میشود.
بحث ما در باب اصل معجزه تمام شد. حالا اگر آقایان موافق باشند- و قول هم دادهایم- بحث خاصی راجع به اعجاز قرآن بکنیم که ما قرآن را که معجزه میدانیم از چه لحاظ است، که روی این حتما باید بحث بشود.
- و معجزات دیگر حضرت.
استاد: قبلا شقّ القمر و معراج را پیشنهاد کردهاند. خوب است اجازه بدهید که ما اول راجع به قرآن بحث کنیم چون بحثی که لازم و ضروری است مسأله خود قرآن است که ما اول باید ببینیم واقعا خود قرآن خودش را معجزه میداند یعنی یک آیت خارقالعاده ماوراءالطبیعی میداند یا نه، و اگر میداند خودش خودش را از چه راه معجزه میداند.
- افرادی که متقی باشند این اعمال از آنها بروز میکند ولی ما گاهی میبینیم از افرادی که تقوایی هم ندارند این کارها سر میزند.
استاد: آن همان نوع دیگرش است. در قرآن هر دو مطلب هست. عرض کردیم قرآن از یک طرف میگوید:«عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ ...»، تعبیر «خبیث» میکند: موجود خبیثی از جن چنین کاری کرد. و