مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٦ - محکمات و متشابهات
داریم که چندین چهره دارد یعنی آن را از یک وجهه نمیشود رسیدگی کرد، از وجهههای مختلف باید رسیدگی کرد. بعد میگوید: انَّ الْافاقَ قَدْ اغامَتْ وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَکرَتْ [١] خلاصه راهِ شناختهشدهای که پیغمبر تعیین کرده بود الآن نشناخته شده، فضا ابرآلود گردیده است. و در آخر میگوید: ولکن من اگر بخواهم بر شما حکومت کنم رَکبْتُ بِکمْ ما اعْلَم آن طوری که خودم میدانم عمل میکنم نه آن طور که شما دلتان میخواهد.
این مطلب نشان میدهد که امیرالمؤمنین این مطلبی را که از نظر تاریخی نیز بسیار قطعی است، کاملًا روشن میدیده که الآن با زمان بعد از پیغمبر زمین تا آسمان فرق کرده یعنی اوضاع، عجیب تغییر کرده و خراب شده است؛ و این جمله را امام برای اتمام حجت کامل میگوید، چون مسأله بیعت گرفتن قول گرفتن از آنهاست که پیروی بکنند. مسأله بیعت این نیست که اگر شما بیعت نکنید خلافت من دیگر باطل است. «بیعت میکنند» یعنی قول میدهند که تو هرکاری بکنی ما پشت سرت هستیم.
این مطلب را همه شیعه و سنی نوشتهاند که بعد از عمر، قضیه شورا که پیش آمد، یکی از شش نفر اعضای شورا علی علیه السلام بود. در این شورا سه نفر به نفع سه نفر کنار رفتند. زبیر به نفع علی علیه السلام کنار رفت، طلحه به نفع عثمان و سعد وقاص به نفع عبدالرحمن بن عوف. سه نفر ماندند.
عبدالرحمن گفت من خودم داوطلب نیستم. دو نفر باقی ماندند: علی علیه السلام و عثمان. کلید کار افتاد به دست عبدالرحمن، هر طرف را که او انتخاب کند همو خلیفه است. اول آمد سراغ امیرالمؤمنین، گفت من حاضرم با تو بیعت کنم به این شرط که به کتاب خدا، سنت رسول و سیره شیخین رفتار کنی. فرمود من حاضرم بپذیرم ولی به کتاب خدا و سنت رسول عمل میکنم. سیره شیخین را کنار گذاشت. بعد رفت سراغ عثمان و همین سخن را گفت. عثمان گفت: بله من حاضرم به کتاب خدا، سنت رسول و سیره شیخین عمل کنم؛ با اینکه به قول آقای محمدتقی شریعتی، عثمانی که گفت من به سیره شیخین رفتار میکنم اتفاقاً به سیره شیخین رفتار نکرد. اگر مقایسه کنیم، سیره امیرالمؤمنین چون با سیره پیغمبر یکی بود، به سیره شیخین هم شبیهتر بود چون شیخین تا حد زیادی سیره پیغمبر را عمل میکردند. ولی امیرالمؤمنین برای اینکه اگر الآن این شرط را قبول کند انحرافاتی را هم که در دوره شیخین پیدا شده امضا کرده است و دیگر نمیتواند با آنها مبارزه کند، آن شرط را نمیپذیرد. مثلًا مسأله تفاضل یعنی از بین بردن تساوی و فرق گذاشتن میان مهاجرین و انصار و غیر اینها در زمان عمر تأسیس شد و امیرالمؤمنین با آن سخت مخالف بود. اگر میگفت من به سیره شیخین عمل میکنم مجبور بود آنچه را که در زمان عمر پیدا شده تثبیت کند و حال آنکه
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٩١.