مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٩ - نظریه سوم
پایین: همان موجود ماوراء طبیعت و مادهای که حس باطن انسان در آنجا درک کرده، وقتی که تنزل کند بیاید به مرتبه حس، برای او به صورت یک فرشته مجسم میشود و او را میبیند. پس نزولی که فرشته میکند نزول است اما نه نزول در طبیعت که از کره مثلا بالا بیاید در عالم [طبیعت.] حرکت هم هست، واقعا سیر هم هست، اما سیری است که از مراتب باطن خود او آمده است، از باطن خود او آمده تا متمثل شده و به صورت یک امر محسوس در بیرون درآمده است.
پس نزول هست ولی نه نزول جسمانی و مادی، بلکه نزول معنوی و باطنی.
این همین حرفی است که از قدیم حکمای الهی گفتهاند و عدهای گفتهاند این انکار نبوت است، انکار وحی است، چنین است، چنان است.
من هم فعلا نظری را ذکر میکنم. اساس این نظر- همین طور که عرض کردم- این دو نکته است: یکی این که در انسان یک شعوری ماوراء عقل و حس تشخیص میدهند که در بعضی از افراد خیلی قوی است که آنها پیغمبران هستند و مادون پیغمبران. پایه دیگر این نظریه این است که به جهانِ ماوراء طبیعتی قائل است، و پایه سوم آن این طرز فکر فلسفی روانشناسی است راجع به روح و نفس انسان که اشیاء از مرتبه طبیعت ترقی میکنند. «ترقی میکنند» یعنی هر مرتبهای یک شکلی دارد تا میرسد به بالا. وقتی که از بالا به طرف حس بیاید، باز همین طور همین شکلها را طی میکند، [همین] رنگها را پیدا میکند، یعنی در هر ظرفی که قرار میگیرد یک شکل خاصی دارد؛ همانی که جبرئیل است، روح القدس است، روح الامین است، در آن جهان که هست یک شکل خاصی دارد، وضع خاصی دارد، همو وقتی به این جهان بیاید به صورت یک بشر متمثل میشود؛ و لهذا پیغمبر فرمود که من وقتی جبرئیل را به صورت واقعیاش میدیدم هر جا نگاه میکردم او را میدیدم یعنی آن وقت دیگر برای من به صورت یک موجود مجسمی که فقط در مقابل من هست و در جای دیگر نیست نبود، وقتی او را به صورت واقعیاش میدیدم هر جا را که نگاه میکردم او را میدیدم. پس معلوم میشود او هم صورت واقعی و صورت متمثل شده اینچنینی دارد. این سه نظریه، که باز به طور اجمال در باب وحی ذکر کردیم.
یک نظریهای آقای مهندس بازرگان در مسأله وحی ذکر کردهاند که شاید منطبق با هیچ یک از سه نظریه نباشد. آن نظریه اول عامیانه را که صد در صد انکار و رد میکند. با نظریه دوم هم که وحی را یک امر صد درصد طبیعی و مادی و همان نبوغ بشری میداند منطبق نیست. با این حرف [سوم] هم منطبق نیست. اگر آقایان مصلحت بدانند، روی آن هم یک بحثی میکنیم و همه اینها احتیاج به بحث بیشتری دارد. آن چیزی که به نظر من بیشتر برای ما لازم است یعنی از نظر خودم آن را بیشتر لازم میدانم که بحث بکنیم و آقایان هم اگر مدارک و اطلاعاتی دارند ممکن است رویش مطالعه کنند، همین است که آیا روانشناسی امروز چنین حسی را که قدمای علما میگفتند