مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - نظریه سوم
بیندازند، موانع فطرتشان را بر طرف کنند «وَ یذَکروهُمْ مَنْسِی نِعْمَتِهِ» نعمتهایی را که به آنها داده و فراموش کردهاند به یادشان بیاورند، به آنها بشناسانند که تو چه هستی و چه نعمتهایی به تو دادهام؛ این نعمتهایی که تو خودت را در خدمت او قرار میدهی، او در خدمت تو باشد. «وَ یثیروا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقولِ» [١] (دفائن، گنج را میگویند که در زیر خاک است؛ چون در زیر خاک است و خاک رویش را گرفته آدم روی آن راه میرود ولی نمیفهمد که زیر پایش گنج است؛ «اثارَه» برطرف کردن خاکهاست) تا خاکها را از روی گنجینههای عقلها بردارند.
این نیروی اضافیای که شما میگویید، نیامده که حتی کمک باشد برای عقل، مافوق کمک است برای عقل، تا چه رسد که بگوییم آمدهاند که به عقل بگویند تو برو کار نداشته باش، ما کار میکنیم!
ما خواستیم عرض کنیم اگر ما باشیم و این ساختمان بشر، میبینیم این ساختمان بشر، هم نیاز دارد به رهبری و هدایت (همان که شما از آن تعبیر میکنید که عقلش را کمک کند) و هم نیاز دارد به اینکه آن غریزه منفعت جویی فردی او را رام کند یا به قول فروید آن را تعالی بدهد یعنی متوجه مسائل بالاتری بکند تا مصالح اجتماعیاش هم بر همین اساس تنظیم شود. اما اینکه کسی بیاید بگوید چرا اصلا بشر این طور آفریده شد، چرا آن طور آفریده نشد، چرا به همه افراد نبوت داده نشد، این چراها در متن خلقت، اصلا صحیح نیست، یعنی خلقت روی یک نظام لایتخلّفی حرکت میکند که این نظام را نمیشود تغییر داد. معنای «نیاز به نبوت» این نیست که چون بشر نیازمند است، خداوند خودش را مکلف دانست و بر خداوند واجب شد پیغمبران را خلق کند تا این نقص خلقت برطرف شود. آقای مهندس بازرگان همیشه از آقای ابوالحسن خان فروغی نقل میکند که «بله، اینها برای خدا آییننامه معین کردهاند» (معلوم میشود ابوالحسنخان فروغی هیچ این چیزها را نمیفهمیده). صحبت آییننامه نیست، صحبتِ این است که اگر ما مسأله نیاز را مطرح میکنیم برای این است که در خلقت چنانچه چیزی مورد نیاز نباشد اگر هم به وجود بیاید حذف میشود، یعنی چیزی نمیتواند در خلقت باقی بماند الّا اینکه با سایر نیازها هماهنگی داشته باشد و البته طرح خلقت طرح کاملی است (صحبت آییننامه و تکلیف و این حرفها نیست) و هر چیزی را در جای خودش [به وجود آورده است] یعنی اگر در خلقت نیازی باشد و استعداد و امکانِ پذیرشی باشد (ممکن است نیاز باشد و امکان پذیرش نباشد) فیض خداوند مطلق است، افاضه میکند.
پس مسأله نیاز را مطرح میکنیم به واسطه [اینکه] یک رکن از پیدایش [نبوت] است. ما نمیتوانیم بگوییم چرا افراد بشر این جور نیستند؟ [چرا به همه آنها نبوت داده نشد؟] خلقت نظام
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١.