مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣ - نظریه سوم
عقل چقدر میتواند مؤثر باشد با توجه به تضادهای نیروهایی که در انسان هست، که عدهای ممکن است این عامل اضافی را درک کنند، عدهای نکنند، از راهنماییهای پیغمبران استفاده بکنند یا نکنند ...
استاد: آنچه که در قسمت آخر فرمودید همان راهی بود که ما طی کردیم، منتها من خیلی مختصر و به اجمال عرض کردم. آمدن پیغمبران نه برای این است که نیروی عقل مردم راکد بشود یعنی جانشین عقل بشوند، بلکه بر عکس است، برای به کار انداختن عقل و برای آزاد ساختن عقول است و این جزء نصوصی است که در خود اسلام آمده. اولا شما در خود قرآن میبینید که مسأله «لَعَلَّهمْ یعْقِلُونَ»، «لَعَلَّکمْ تَتَفَکرُونَ» و مانند اینها هست که اصلا بنای قرآن بر زنده کردن و بیدار کردن عقل و بر پاره کردن زنجیرهایی است که عقل را در بند میکشد از قبیل تقلید (إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلی آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ [١]). من یک وقت در قرآن مطالعه کردم دیدم جزء مشترکات همه پیغمبران یکی همین است که با این حس تقلید مردم مبارزه کردهاند. حرف ما این است که اگر پیغمبران نیامده بودند و رهبری نکرده بودند، اصلا این عقل در همان حد کودکی مانده بود و بشر به این حد نرسیده بود. ما الآن بشرِ آزاد شده را داریم میبینیم، میگوییم میرود به کره ماه، خیال میکنیم اگر پیغمبران هم در چند هزار سال پیش نیامده بودند بشر امروز میرفت به کره ماه، در صورتی که این پیغمبران بودند که آمدند و آمدند و زنجیرها را از عقل بشر پاره کردند و پاره کردند و به او شخصیت دادند. موجودی که در مقابل ساخته خودش تعظیم میکرده، آتش را پرستش میکرده، خاک را پرستش میکرده، سنگ را پرستش میکرده (میگویند هیچ موجودی در دنیا نیست الّا اینکه مدتی خدایی کرده) وقتی پیغمبرانی میآیند او را از عبادت هر چیزی جز خدای یگانه آزاد میکنند و یک تکیهگاه دیگری به او میدهند و آن تکیهگاهها را از او میگیرند و به او میگویند تو اشرف مخلوقات هستی: وَ لَقَدْ کرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ [٢]، اینها برای تو آفریده شده است، حتی میگوید خورشید و ماه و ستاره مسخّر توست و برای توست و تو اشرف مخلوقات هستی، آن وقت است که این بشر دست و پایش آزاد میشود.
حضرت امیر در باب فلسفه آمدن پیغمبران میفرماید: «فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ الَیهِمْ انْبِیاءَهُ لِیستَأْدوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ» پیامبران را پشت سر هم فرستاد تا آن پیمانی را که در فطرت مردم از آنها گرفته از ایشان بخواهند (خیلی تعبیر عجیبی است!) یعنی آنها را بر جاده فطرت و طبیعتشان
[١]. زخرف/ ٢٣.[٢]. اسراء/ ٧٠.