مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - تبیین راههای شبه فلسفی با مثال
این نشان میدهد که مردم امروز حتی در دنیای غرب چقدر احتیاج به شناسایی فلسفه مذهبی ما دارند. اهمیت این اقدام برای کسانی که وارد هستند، به نظر من یک تکلیف است.
استاد: صحیح میفرمایید.
- اینجا استدلال فرمودید که «ظهورهم» چون «ظهورهما» نیست، مربوط به حوّا و آدم نیست.
بنده حالا کاری به تفسیر ندارم، ولی آیا هیچ وقت در قرآن جمع به جای مثنّی استعمال نشده؟
استاد: ممکن است خیلی به طور استثنایی یک وقتی مثلا جمع در مورد تثنیه به کار برده شده باشد.
آن مقداری که الآن یادم هست در یک جای قرآن است، ولی آن هم تثنیهای است که در واقع جمع است. میفرماید: هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا [١] اینها دو دشمنند که با هم به جنگ آمدند. «خصمان» تثنیه است و «اختصموا» جمع آورده شده، اما سرّش این است که «خصمان» دو نفر نبودند، بلکه دو دسته بودند در مقابل یکدیگر. در اینکه در لغت عرب ضمیر تثنیه برای تثنیه است و جمع برای مافوق تثنیه، شکی نیست و اگر در یک مورد بالخصوصی پیدا کنیم [که جمع به جای تثنیه به کار رفته،] روی عنایت خاصی است.
اینجا خود آیه هم قرینه است. این بیانی که عرض کردم، از خودم نیست، از سیدمرتضی است که به همین استناد کرده و میگوید کیفیت عالم «ذر» آن جور نیست که مردم میگویند که «انسانها به صورت ذرّاتْ همه در صلب آدمِ اول وجود داشتند و خداوند آنها را از صلب او به آن شکل جسمانی بیرون کشید» چون قرآن میگوید: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّک مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ؛ «ظهورهم» به خود بنیآدم برمیگردد نه به چیز دیگر؛ معنا ندارد که به آدم و حوّا برگردد؛ چون ذکر آدم و حوّایی نبوده و اسم حوّا در کار نبوده. خود آیه نشان میدهد که میخواهد بگوید قبل از آنکه حتی نطفهای در رحم به وجود بیاید و در همان مرحله استعداد، این استعداد در وجود انسان هست. آنجا ما به زبان تکوین از آنها پرسیدیم: أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ من پروردگار شما نیستم؟ همه به زبان تکوین گفتند: بَلی، شهادت دادند و تصدیق کردند که این جور است. آیات دیگری هم شبیه به این مضمون هست.
- آیات اول سوره اعلی، آیا اختصاصا در مورد خلق و هدایت انسان نیست؟
[١]. حج/ ١٩.