مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٦ - اعجاز قرآن از جنبه علمی و فکری
کردهاند یا لااقل از قرآن هم زیاد استفاده کردهاند. حالا اگر ما در همین مسأله رسیدیم به این مطلب که بیان قرآنی بیانی است مافوق عصر و زمان خودش (نه تنها مافوق محیط خودش، بلکه مافوق عصر و زمان خودش) و حتی خیلی مقدّم بر ازمنه بعد الی یومِنا هذا، آنگاه با توجه به اینکه کسی که این سخنان را گفته یک مرد عرب امّی بوده است، این خودش اعجاز است.
از مسأله توحید اگر بگذریم و وارد مسائل دیگر بشویم، مسائلی که ما خودمان میتوانیم در اطراف آنها تجزیه و تحلیلی بکنیم، مثلا اخلاق و تربیت در قرآن و به طور کلی هدایت و راهنمایی بشر، باز این هم عین همان مطلب است؛ اگر این را در یک سطحی ببینیم که هیچ امکان ندارد که مردمی که در آن عصر و زمان بودهاند به فکر شخصی و فردی به این گونه معانی و مفاهیم برسند و حتی بعد مقایسه کنیم ببینیم مردمی هم که بعد از او آمدهاند هر گز به پای او نرسیدهاند، [این خودش اعجاز است.]
مرحله دیگر، مقررات و قوانین است، چون قرآن در عین حال واضع یک سلسله مقررات و قوانین است چه در باب عبادات و چه در باب مسائل اجتماعی که اصطلاحا در فقه آنها را «معاملات» میگویند؛ در باب حقوق اجتماعی، در باب حقوق خانوادگی. مثلا همین مسأله حقوق زن، چون من خودم در این مسأله به نسبت بیش از سایر مسائل مطالعه دارم، پس از مطالعه کردن در همین موضوع وقتی که بَینی و بین اللَّه قرآن را مطالعه کردم و دقیقا- تا حدودی که برایم مقدور بود- در همین زمینه حقوق زن رسیدگی کردم دیدم سطح قرآن خیلی سطح عالی عجیبی است.
وقتی من همان را مقایسه کردم با روایاتی که در این زمینه آمده است- چون روایت بالاخره دست بشر [به آن] رسیده؛ قرآن متواتر است یعنی کلام خداست که عین همان کلام به ما رسیده، انگار واسطهای نخورده است، ولی روایات را راویان نقل کردهاند، احتمال اینکه یک کلمه زیادتر یا کمتر و یا همه آن را به کلی جعل کرده باشند هست- دیدم منطق روایات اسلامی در باب حقوق زن هرگز به سطح قرآن نمیرسد. وقتی که به فقه اسلامی مراجعه کردم دیدم چون سلیقههای شخصی فقها هم که متأثر از محیط و زندگیشان بوده خواه ناخواه در آراءشان تأثیر داشته، یک درجه پایینتر از اخبار و روایات است. بعد وارد عرف مسلمین که شدیم دیدیم حتی یک درجه هم از فقه اسلامی پایینتر است. آنگاه انسان فکر میکند که یک مرد امّی درس ناخوانده چقدر میتواند به طور عادی روشن و روشنفکر باشد که حتی دانشمندانی که سالها در مدارس تحصیل میکنند این طور نتوانند مطالب را روشن ببینند و درک کنند.
از اینها که بگذریم، یک سلسله مسائل دیگر پیش میآید که در آنها باید از متخصصین دیگر استمداد کرد و آنها در این زمینهها بحثهایی کردهاند. البته میدانید که قرآن این جور مسائل را به مناسبت مسائل دیگر میآورد؛ مسائلی که قرآن در باب طبیعت و به اصطلاح در «طبیعیات» آورده