مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤ - ریشه قرآنی بیان حکمای اسلام
میفرستادیم باز باید او را بشری قرار میدادیم (لَجَعَلْناهُ رَجُلًا [١]). به آن استدلال کار نداریم.
یک استدلال دیگر این است که: اگر در روی زمین فرشتگانی بودند آنوقت ما بر آنها رسولی از نوع فرشتگان میفرستادیم. از این آیه فهمیده میشود که چون شما بشر هستید خداوند برای شما هادیای از نوع بشر میفرستد؛ فرشتگانی در روی زمین نیستند ولی اگر فرشتگان در روی زمین میبودند ما که خدا هستیم آنها را هم مهمل و بیهدایت نمیگذاشتیم، باز آنها را هم از طریق یک فرشتهای هدایت میکردیم، یعنی ما که ما هستیم در امر هدایت نه بشر را مهمل میگذاریم و نه فرشتگان را.
قبلا این آیه را خواندم: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمِیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (که قرآن به طور علت غایی بیان میکند) یعنی ما پیغمبران را فرستادیم برای همین که عدالت در میان بشر برقرار شود؛ یعنی قرآن این مطلب را مسلّم گرفته است که اگر پیغمبران در دنیا نمیآمدند عدالتی در زندگی بشر وجود نمیداشت، ولی البته چون بنا بر اجبار نیست، همین مقدار که بشر وسیله داشته باشد، وسیله اینکه عدالتی در کار باشد، که وقتی وسیله بود لابد افراد زیادی به او میگروند این کار خواهد شد. اگر این نیاز به قانونی که از طرف خدا وحی شود و مردم به آن ایمان داشته باشند در کار نبود یا بشر از راه دیگر این را تهیه میکرد، این منطق قرآن منطق کاملی نبود که چون بشر به قانون و به عدالت نیاز دارد پس خدا پیغمبران را میفرستد. این همان استدلال [از راه نیاز] است، چیز دیگری نیست.
از این که بگذریم اگر یادتان باشد در مبحث توحید که ما بحث میکردیم عرض کردیم که قرآن استدلال بر خدا از طریق مخلوقات را از دو راه بلکه از سه راه بیان میکند (ما از سه راه عرض کردیم): یکی اینکه اصلا این موجودات را حادث و مخلوق میداند، میگوید اساسا چه کسی اینها را به وجود آورده؟ به دلیل اینکه نبودهاند و پیدا شدهاند، نیستند و تغییر و تبدیل میپذیرند و پیدا میشوند، میگوید خدا خالق است.
دلیل دیگر نظم موجودات است و این هم در قرآن زیاد تکرار شده است، [استدلال] به نظم ماهرانهای که نشان میدهد ناظم مدبّری داشته است که از این نظر عالم حکم بنایی را دارد که وضع ساختمان و ترتیب اجزائش نشان میدهد که عمدی در کار بوده است که هر چیزی را در جایی برای منظوری قرار بدهند، همین طور که نوشتههای یک کتاب، ترتیب کلمات و حروف آن بر علم نویسنده آن کتاب دلالت میکند، و همچنین یک مصنوع مثل ماشین یا ساعت [بر صانع آن دلالت میکند.]
[١]. انعام/ ٩.