مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٨ - شواهد تاریخی
پیغمبر در وقتی که اسلام قدرتش بسط یافته بود نازل گردیده است.
در آیهای که قبلًا عرض کردم نیز همین مطلب را که از داخله مسلمین بیم هست ولی از خارج بیم نیست میبینیم. میگوید:
یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ.
اصلًا ما غیر از این آیه، دیگر آیهای در قرآن نداریم که بخواهد پیغمبر را [به انجام کاری] تشویق کند. مثل این است که شما میخواهید کسی را به کاری تشویق کنید، او یک قدم جلو میگذارد و یک قدم عقب، بیم دارد. در این آیه پیغمبر را دعوت میکند که ابلاغ کن، از یک طرف تهدیدش میکند و از طرف دیگر تشویق مینماید یعنی تسلّیاش میدهد. تهدیدش میکند که اگر این موضوع ابلاغ نشود تمام رسالت تو بیهوده است، و تسلّیاش میدهد که نترس! خدا تو را از این مردم نگهداری میکند (وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ). در آیه الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ دِینِکمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ فرمود دیگر از کافران نترسید. مسلّماً پیغمبر صلی الله علیه و آله در درجه اول نباید از کافران بترسد ولی آیه یا أَیهَا الرَّسُولُ ... نشان میدهد که پیغمبر نگرانی دارد. پس این نگرانی از داخل مسلمین است.
حالا من کار ندارم که آنهایی که از داخل مسلمین [پذیرای امامت و خلافت علی علیه السلام نبودند] کافر باطنی بودند یا نبودند، بالاخره این موضوع به گونهای بود که آمادگی آن را نداشتند و حاضر به پذیرش آن نبودند.
شواهد تاریخی
اتفاقاً جریانهای تاریخی هم همین را حکایت میکند، یعنی جامعهشناسی مسلمین را همینطور نشان میدهد. لهذا عمر گفت: ما که علی را به خلافت انتخاب نکردیم «حیطَةً عَلَی الْاسْلام» بود یعنی برای اسلام احتیاط کردیم، زیر بارش نمیرفتند، قبول نمیکردند. یا در جای دیگر که با ابن عباس صحبت میکرد به او گفت: قریش این کار را صحیح نمیدید که امامت در همان خاندانی باشد که نبوت هم در همان خاندان بوده؛ یعنی گفت نبوت که در خاندان بنیهاشم پیدا شد طبعاً برای بنیهاشم امتیاز شد؛ قریش حساب کرد که اگر خلافت هم در این خاندان باشد همه امتیازات از آنِ بنیهاشم میشود. از این جهت بود که قریش نسبت به این مطلب کراهت داشت. ابن عباس هم جوابهای خیلی پختهای به او داد. آیاتی را از قرآن در این زمینه خواند که جوابهای بسیار پختهای است.