مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤ - نقد کتاب « راه طی شده »
و اما آنچه که راجع به بیان راه طی شده بود؛ ایشان استنادشان تنها به کلمه «نظم» بود، و اگر همین طور که شما گفتید و ما گفتیم، مقصودشان از نظم، نظم ناشی از علت غایی باشد، ما هم حرفی نداریم؛ ولی متأسفانه تمام عبارات از اوّل تا به آخر نشان میدهد که این نظم جز همان نظم فاعلی چیز دیگری نیست. من [نسبت] به کتاب و عبارتها حرف دارم؛ ممکن است مقصود نویسنده چیز خاصی باشد یا مطلبی را اینجا نیاورده باشد، آن حرف دیگری است. شما اگر این عبارتها را از اول تا به آخر بخوانید میبینید آن نظمی را که در عالم بیان کرده است، جز نظم ناشی از علت فاعلی- که ما اسمش را نظم زنجیری گذاشتیم- چیز دیگری نیست و کوچکترین اشارهای به آن نظمی که الآن خود شما توضیح دادید نشده است.
و اما مطلب سوم، بسیار حرف حسابیای است و بیان ریاضی همین مطلبی بود که ما عرض کردیم. از جمله مسائل خوبی که امروز کشف شده همین قانون حساب احتمالات بوده و شاید کمتر هست که انسان در گفتههای علمای امروز که راجع به توحید بحث کردهاند، وارد شود الّا اینکه اول همین موضوع را ذکر کردهاند. گاهی مثال معروف سکه را ذکر میکنند و گاهی همان مثالی را که آقای مهندس گفتند، و بیان ایشان هم از هر جهت تمام و درست است.
در حساب احتمالات وقتی که ترکیب زیاد شد احتمالات زیاد میشود و احتمال اینکه شیء روی تصادف به وجود آمده باشد آنقدر ضعیف میشود که عملا هیچ کس نیست که [به محال بودن آن] یقین نداشته باشد. اگر بگوید شاید تصادف باشد، از نظر فلسفی کسی نمیتواند این «شاید» را جواب بدهد، اما خود همان گوینده هم یقین دارد که مطلب از این قرار نیست.
من مثال دیگری ذکر کنم. از مواردی که بشر طبعا یقین پیدا میکند ولی کسی نمیتواند با دلیلْ احتمال خلافش را رد کند، مسأله تواتر است. هیچ در تواتر دقت کردهاید؟ همیشه انسان در حرف و خبر یک نفر، احتمال دروغ و احتمال خطا و اشتباه میدهد [١]. اگر یک نفر آدم عادی بگوید که من شهری را در اروپا دیدهام که این خصوصیات را داشت و چنین اسمی داشت، طبعا احتمال اینکه دروغ بگوید یا اشتباه کند، هست. اگر یک نفر دیگر درست مثل همان شخص- نه موثّقتر از او- پیدا شود و عین حرف او را بگوید، احتمال خطا و دروغ در این هم به تنهایی هست. یک نفر دیگر هم بیاید و همان خبر را بدهد، در آن هم به تنهایی احتمال خطا و دروغ هست. اگر صدها هزار نفر بیایند و خبر بدهند، در حرف هر یک از آنها به تنهایی احتمال دروغ و خطا هست. خوب، چه دلیلی دارد که در حرف همه اینها احتمال خطا یا دروغ [٢] نرود و حال آنکه ما همیشه یک سلسله
[١]. به طور عادی این طور است؛ اینکه یک وقت قرائن خاص باشد کاری به آن نداریم.[٢]. به این صورت که همه اینها تبانی بر کذب کرده باشند.