مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣ - از نظر حکمای الهی حدوث ذاتی کافی است برای مخلوقیت
نیست؟ یا میگویند نه، واقعیت این است که اصلا ماده حرکت شد؛ آیا این طور است؟ تا از آن طرف در نقطه مقابل آن هم بگوییم حرکت میشود ماده. آیا تبدّل در اینجا به مفهوم واقعی تبدّل است؟
استاد روزبه: یک قسمت آن به مفهوم واقعی تبدل است. مثلا وقتی که میگوییم ماده رادیواکتیو شعاع گاما بیرون میدهد، حقیقت این شعاع که موج الکترومغناطیس است، غیر از ماده به آن معناست که عرض کردم، ولی حالا آیا واقعیت مغناطیس در کمون ماده وجود دارد یا نه، این بحث دیگری است. اگر آن فرضیهها را قبول کنیم، ممکن است بگوییم تبدل فلسفی با آن دقتی که فرمودید واقعیت ندارد.
با نظر ظاهری، اشعه گاما از نوع الکترومغناطیس و موج است و در باطن ماده موجی نیست، یعنی حرکت الکترون به دور پروتون است، ولی واقعیت مغناطیس و واقعیت میدان الکتریکی در ماده هست.
استاد: شما از «موج» مفهوم دیگری غیر از حرکت دارید؟
استاد روزبه: موج الکترومغناطیس را شما باید این طور تصور بفرمایید: یک میدان الکتریکی و یک میدان مغناطیسی که در حال تغییر نیز هستند.
استاد: این فقط معرّف یک خاصیت است، باز هم تعریف نیست. شما میفرمایید در یک مقداری از فضا یک خاصیت جذب وجود دارد، اما واقعا خود این خاصیت جذب چگونه است؟ وقتی جذب میکند، چطور میشود که [جرمی] جذب میشود؟ چرا اسم آن را «موج» میگذارید؟
استاد روزبه: چون اندازه آن متغیر است، به آن موج میگوییم. مثلا در صوت که میگوییم موج است، [به این جهت است که] بر اثر صوت کراتی در فضا ایجاد میشود؛ در بعضی از کرات تحرک ذرات بیشتر و در بعضی تحرک ذرات کمتر است؛ بعضی جاها متراکم و بعضی جاها منبسط است و انبساط و تراکم در جاهای مختلف متفاوت است. تراکم و انبساطهای متوالی را «موج» مینامیم.
میدان ثابت و میدان متغیر داریم. میدان ثابت مثل میدان جاذبه است. زمین در اطراف خودش یک میدانی دارد که به آن میگوییم «میدان جاذبه» و معنی آن این است که در فضا خاصیتی