مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦١ - مصائب، عامل تکاملند
است، نه در خارج نظام؛ یعنی این طور نیست که نظام عالم همانی است که در میلیونها سال پیش بود که انسانهای وحشی بودند و مثلا وبا میآمد و آنها را میکشت، ولی حالا ما آمدهایم نظام عالم را تغییر میدهیم؛ بلکه ما الآن خودمان قسمتی از نظام عالم هستیم. نظام عالم نظام تکامل است و اگر آنها آن مرحله را طی نمیکردند ما امروز به این مرحله نرسیده بودیم. باز این طور نیست که ما را در این مرحله قرار دادهاند و آنها را در آن مرحله و میشد آنها را بیاورند جای ما بگذارند و ما را ببرند جای آنها بگذارند، بلکه آنها در آن مرحله بودنشان ذاتی آنهاست و نمیتوانستند غیر از این باشند، و ما هم در این مرحله بودنمان ذاتی ماست و نمیتوانیم غیر از این باشیم. شما اینها را خارج از یکدیگر حساب نکنید؛ نباید بشر را بیرون نظام عالم فرض کنید و بگویید نظام عالم تا حالا آن طور بوده و وقتی که بشر علم پیدا کرده این طور شده است. بشر جاهل و بشر عالم دو سطر هستند در [کتاب] نظام هستی. [اگر بخواهد جای ما و آنها عوض شود] معنایش این است که ما پدران خودمان باشیم و پدران ما پسران ما باشند. ما نمیتوانستیم پدران خودمان باشیم و پدران ما هم نمیتوانستند پسران ما باشند. ما و پسر بودنمان برای آن پدرها یک چیز هستیم، و آنها و پدر بودنشان برای ما یک چیز هستند؛ یعنی این طور نیست که اول آنها نه پدر بودند نه پسر و ما هم نه پدر بودیم نه پسر، بعد یک ابلاغ دست آنها دادند و گفتند شما پدر باشید و در یک میلیون سال پیش زندگی کنید، و یک ابلاغ هم دست ما دادند و گفتند شما پسر باشید و یک میلیون سال بعد زندگی کنید؛ بلکه اینها همه جزء خمیره و ذات ماست و اصلا از یکدیگر جداییپذیر نیست. بنا بر این حساب، «چرا این طور شد؟» و «چرا آن طور شد؟» معنی ندارد و در نظام کل هر چیزی در جای خودش تخلفناپذیر است و نمیتواند غیر از این باشد.
اگر شما ایرادی دارید باید در مورد مجموع سؤال کنید و بگویید آیا این بشر که در حکم یک واحد است، این بشر که آن مراحل را طی کرده است که در ابتدا میلیونها از افرادش را وبا و ظلم و قساوت از میان میبرده تا رسیده به این مرحله، و تا آیندهای که انتظار دارد که: یمْلَأُ الْارْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً [١] که اصلا شر و بدی از جامعه بشر رخت بربندد، آیا این مجموع که یک نظام تکاملی را تشکیل داده، درست است یا نادرست؟ تا ما در جواب بگوییم درست است.
مثل این است که شما درباره فرد خودتان سؤال کنید که «آیا این ظلم نیست که من که امروز یک انسان چهلساله هستم و از خودم دفاع میکنم و زندگی خودم را شخصا اداره میکنم، در سی و چند سال پیش بچه ضعیف ناتوانی بودم که آن لَله هر بلایی که میخواست بر سر من میآورد؟ چرا آن بچه من نبود و چرا من آن بچه نیستم؟». آن بچه همین تو هستی و تو هم همان بچه هستی؛ آن
[١]. اعلام الوری، ص ٤٠١.