مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٦ - نظریه اشاعره
که گفته این پیغمبر بر حق است مردهای را زنده میکند. اینجا این کار، کار پیغمبر نیست، کار خداست و هر چه در عالم هست معجزه است و آیت خداست، آنچه که معجزه نیست آن را شما به ما نشان بدهید. هر چه در عالم واقع میشود معجزه است یعنی کار خداست و خداوند هم هر چه را که در عالم واقع است آیت میداند، منتها آیت و نشانهای برای قدرت و حکمت پروردگار.
معجزههای پیغمبران که به صورت استثنائی صورت میگیرند اینها هم آیت خدا هستند ولی آیتی از طرف خداوند برای صدق نبوت پیغمبران.
مشیت خداوند بر این قرار گرفته است که نظام عالم را این طور قرار بدهد که داده. عالم یک جریان منظمی دارد و این جریان منظم که ما میبینیم روزی پی شب و شبی پی روز پیدا میشود و هیچ وقفهای در حرکت شبانه روز پیدا نمیشود یا اگر سنگی بالا باشد به زمین میافتد، یا اگر گیاهی بخواهد موجود شود به این شکل موجود میشود، یا اگر جسمی میخواهد بالا برود باید نیرویی ضد نیروی جاذبه وجود داشته باشد که آن را بالا ببرد، اینها قانونهایی است که خدا خودش برای عالم وضع کرده. از نظر ما انجام دادن بر خلاف اینها یک امر ناممکن است، یعنی اگر ما بخواهیم پرواز کنیم برویم بالا، بدون وسیله نمیشود، چرا؟ زیرا خدا قانون عالم را اینجور وضع کرده. عمل ما بر خلاف قانونی است که خدا وضع کرده. ولی از نظر خود خداوند که واضع این قانون است و قانون بودن این قانون بستگی دارد به مشیت و اراده او، خواسته اینجور باشد، همان لحظهای که خداوند میخواهد اینجور نباشد دیگر اینجور نیست.
پس در باب معجزه، دیگر صحبتی نیست که ما بحث کنیم. مگر یک «انسان» میخواهد معجزه کند که بگویید: «یک انسان چطور میتواند از بحر احمر اینجور عبور کند و برود؟! این خلاف قانون عالم است!» خلاف قانون عالم است برای من و تو که قانون را خدا وضع کرده و من و تو محکوم قانون خدا هستیم؛ اما برای واضع قانون که قانون بودن این قانون فقط و فقط تابع اراده اوست، تابع مشیت اوست، هر لحظه که مشیت او بخواهد بر خلاف آن عمل کند فورا قانون عوض میشود، این دیگر چه بحثی است که ما بیاییم بحث کنیم که آیا این امر محال است یا محال نیست؟
اصلا صحبت محال بودن و محال نبودن و این حرفها معنی ندارد.
در میان متکلمین اسلامی اشاعره اینجور فکر میکردند و بعد هم بسیاری دیگر از علما و فضلای اسلامی همین نظریه را پذیرفته و گفتهاند مطلب همین است، اصلا در باب معجزه نباید بحثی کرد، صحبت از سرّ معجزه و راز معجزه [صحیح نیست،] اساسا معجزه رازی ندارد، خواست خداوند [است.] اگر به آنها بگویید پس ما با علم چه بکنیم؟ علوم یک سنتی را در جهان به ما نشان میدهند که هر حادثهای دنبال یک حادثه دیگر واقع میشود و نظام معینی هست؛ میگویند شما سراغ علوم هم که بروید علوم چه میگویند؟ علوم میگویند هر چه ما تا کنون مطالعه کردهایم