مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - راه فطرت از نظر علمای جدید
میگوید بیشتر آرزوهای ما ریشهاش طبیعت نیست. اگر در ما میل به خوراک وجود دارد، این غذای خارجی است که این میل را در ما به وجود آورده، ولی در ما میلهای عالیتری وجود دارد که منشأش حقایق بالاتر از امور مادی است. قسمت دیگر عبارت این است:
هر وضع و حالتی را که «مذهبی» بنامیم، چیزی از وقار و سنگینی و وجد و لطف و محبت و ایثار همراه دارد. اگر خوشی به او روی دهد خندههای جلف و سبک از او دیده نمیشود و اگر غمی به او روی دهد ناله و ناسزا از او شنیده نمیشود. آنچه من در آزمایشهای خود اصرار دارم وقار و سنگینی است.
یکی از خصائص حس دینی را یک حالت سنگینی و وقار در انسان تشخیص میدهد. این مرد، روانشناس بوده است و در حدود سی سال روی همین حس مذهبی افراد مطالعه کرده؛ روی افرادی که به اصطلاح حالت تصوف و عرفان داشتهاند و روی مکاشفات اینها [مطالعه کرده.] کتاب شیرین و جالبی است، حتما آن را بخوانید. یک عبارت دیگر هم برایتان نقل کنم، میگوید:
آیا احساسات الوهیت و وجدان خداوند در نزد بشر، یک احساس واقعی و حقیقی است یا یک امر خیالی و وهمی؟
بعد این طور میگوید:
من به خوبی میپذیرم که سرچشمه زندگی مذهبی دل است.
او سایر سرچشمههایی را که دیگران میگویند مذهب را چه و چه تحمیل کرده، قبول ندارد و میگوید ریشهاش از دل خود انسان سرچشمه میگیرد. بعد میگوید:
قبول هم دارم که فرمولها و دستورالعملهای فلسفی و خداشناسی، مانند مطالب ترجمهشدهای است که اصل آن به زبان دیگری باشد.
خیلی حرف عالی و جالبی است. میگوید فلسفه و علوم (علم کلام) مذهب را به وجود نیاورده، بلکه این، احساس مذهبی است که اینها را به وجود آورده. میگوید مَثَل بیانات فلاسفه و متکلمین