مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٨ - احضار ارواح
نمیخواهد کار کند (حرف ما را تأیید میکند) و به همین دلیل هم با معالجه روانی معالجه میشود.
فروید و دیگران مدعی شدند و ظاهرا مورد قبول باشد- که بعضی از بیماریهای روانی هیچ ریشه عصبی ندارد. گفتند در اثر این است که افرادی یک ضربه روحی بر آنها وارد میشود، مثلا دچار یک مصیبت بسیار شدید غیر قابل تحمل میشوند، اعصابشان هم کاملا سالم است، بعد روان برای اینکه خودش را از این رنج و غصه نجات بدهد وارد عالم تخیل میشود و آنگاه آنچه که او از آن فرار میکند دیگر در آنجا وجود ندارد یا آنچه که آرزو میکند در آنجا وجود دارد. مثلا بچهاش مرده است و خیلی هم آن بچه را دوست میداشته و این رنج خیلی او را ناراحت میکرده، بعد که دچار این عالم جنون میشود دیگر بچه خودش را همیشه در آنجا زنده میبیند یعنی همیشه خودش را با بچه خودش محشور میبیند. این خودش دلیل بر آن است که ممکن است ماشین بدن صد در صد سالم باشد ولی کارش سالم نباشد یا عوارضی پیدا بشود که هیچ ربطی به ماشین بدن نداشته باشد؛ و شما این را تأیید میکنید و من از تذکرات شما خیلی متشکرم.
- موضوعی که واقعا برای خود من در این حد بود که پس ممکن است قبول داشت این مطالبی را که راجع به اعجاز میگویند این بود: با یک شخصی برخورد کردیم که ایشان تقریبا هم کر و هم لال مادرزاد بود ولی مطالبش را میتوانست بگوید. مطالبی گفت از گذشته و آینده روزهایی که با هم بودیم که واقعا هیچ کس از آنها اطلاعی نداشت. یکی از رفقای ما مهندس نفت بود و این با توجه به اطراف، علامتهایی را نشان میداد که شما متخصصید و متخصص نفت هستید. یک نفر از رفقای ما دوره نظام را میگذراند و لیسانس وظیفه بود. به او گفت که شما در لباس نظام هستید ولی به این لباس علاقه ندارید و حتی درجهاش را گفت که شما ستوان ٢ هستید. به خود من گفت که شما پزشک هستید و پزشک جراح نیستید و پزشک مزاجی هستید و حالت شکی را که نسبت به انجام کاری آن موقع داشتم کاملا ذکر کرد که شما الآن در یک حالت تردید هستید که این کار را بکنم یا آن کار را، بعد یکی از آن دو کار را توصیه کرد که من انجام بدهم. به یکی دیگر از رفقا طرز برخوردش با خانمش را گفت که شما یک خانم خیلی ناراحتی دارید ولی برخورد شما با او خیلی ملایم و آرام است. برخورد با این افراد نشان میدهد که آن حد غیبگویی یا اعجازی که آدم میشنود که انبیاء داشتند، لااقل قابل تحمل میشود که احیانا میشود چنین چیزهایی را قبول داشت.
- به نظر من مقدمهای که امروز جناب آقای مطهری فرمودند در مورد بحث اصلی ما که نبوّت و معجزه بود یک موضوع فرعی نبوّت بود، آنقدر توسعه پیدا کرد که ارتباطش با موضوع