مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٠ - خلاصه بحث
چگونه اشیاء جهان را در خدمت بگیرد؛ وقتی آنها را در خدمت گرفت بر قدرت و تواناییاش افزوده میشود. ولی این معنا را به مفهوم وسیعتری قائل هستند و میگویند اساسا علم و قدرت عین یکدیگرند، علم عین قدرت است و قدرت عین علم است و این تفکیکی که انسان میان علم و قدرت میکند یک اشتباه است؛ اصلا خود علم قدرت است و قدرت علم است و لهذا در ذات پروردگار هر دو به شکل واحد موجود هستند. ما میبینیم در قرآن در آن آیه که صحبت از علم است میگوید:«عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی»، نمیگوید: «عَلَّمَهُ کثیرُ الْعِلْم»؛ در اینجا که صحبت از قدرت است علم را به میان میآورد:«قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتابِ أَنَا آتِیک بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیک طَرْفُک».
خلاصه بحث
ما در اینجا فعلا مطلب دیگری نداریم که در باب اعجاز صحبت کنیم. امروز تقریبا من خلاصه کردم که این بحث یک پایهاش قوای روحی است یعنی اینکه ما قبول کنیم که امور روحی هم به صورت قوههایی در بشر وجود دارند؛ و پایه دیگرش این است که قبول کنیم جهانی که وجود دارد محدود به این جهان مادی و طبیعی نیست، جهان قدرت و جهان ملکوت هم هست و به همین دلیلْ بشر، هم میتواند با نیروی روحی خودش علمی را از جهان دیگر بگیرد و هم میتواند قدرتی را از جهان دیگر بگیرد. علمی که از جهان دیگر میگیرد نام او وحی است، قدرتی که از جهان دیگر کسب میکند و با آن عملیات خارقالعاده انجام میدهد نامش اعجاز است.
اما اگر بخواهیم بحث کنیم راجع به اینکه بشر از چه راه میتواند با آن جهان اتصال پیدا کند، خیال نمیکنم که لزومی داشته باشد و مسلّما مسائل روحی حساب خاصی دارد که اگر انسان در آن حساب خاص وارد شود، هم منجر میشود به این که روحش صافتر شود، از نظر تلقی علوم و معارف آمادهتر گردد، و هم منشأ این میشود که کمکم قدرتهایی در روحش پیدا شود که روی بدن خودش اثر بگذارد و گاهی روی ماوراء بدن خودش اثر بگذارد. اگر عبادت به معنی واقعی و به صورت واقعی انجام بگیرد و اگر انسان با روح و بدنش نوع خاصی ورزش کند یعنی اینها را تحت نظم خاصی درآورد و مخصوصا بدن را تحت تأثیر قوای روحی قرار بدهد، اگر مقرون به تقوا باشد- اگر مقرون به تقوا نباشد همان قدرتهای شیطانی است که در انسان پیدا میشود یعنی فقط همان قوای روحی خود انسان تجلی میکند و بس، ولی اگر مقرون به پاکی و تقوا و صفا باشد- هم به علمهای پاکتر و خالصتر و هم به قدرت خارقالعادهتری دست مییابد. و عمل خارقالعاده هم مخصوص انبیاء نیست، غیر انبیاء هم میتوانند داشته باشند؛ هم افرادی که میتوانند معانیای را از غیب تلقی کنند زیادند و هم افرادی که میتوانند کار خارقالعاده انجام بدهند زیادند ولی این گونه