مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٩ - توأم بودن علم و قدرت
وقتی تصمیم گرفت بیاید، سلیمان در جلسه خودش گفت:«یا أَیهَا الْمَلَؤُا أَیکمْ یأْتِینِی بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ یأْتُونِی مُسْلِمِینَ» پیش از اینکه آنها بیایند و در حالی که قصد دارند که مسلم باشند و تسلیم باشند، چه کسی حاضر است تخت او را قبل از خودش اینجا حاضر کند [١]؟ «قالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیک بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِک» پلیدی از جن گفت من حاضرم آن را بیاورم قبل از آنکه این مجلس بهم بخورد (این خودش دلیل است که از نظر قرآن ممکن است عمل خارقالعادهای به دست یک موجود پلید هم صادر شود). سلیمان اعتنایی نکرد و این را به چیزی نشمرد.
«قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتابِ» (باز اینجا قرآن به علم تمسک جسته است) و آن کسی که در نزد او نوعی علم از کتاب بود (مقصود از «کتاب» الواح آسمانی است، لوح محفوظ است)، علمی از نوشته بود [٢] گفت:«أَنَا آتِیک بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیک طَرْفُک» من پیش از یک چشم به هم زدن حاضرش میکنم. حاضر شد.«فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیبْلُوَنِی أَ أَشْکرُ أَمْ أَکفُرُ وَ مَنْ شَکرَ فَإِنَّما یشْکرُ لِنَفْسِهِ» وقتی که تخت او را حاضر دید، خدا را شکر کرد، گفت این از فضل پروردگار است و این هم تازه برای من امتحان است، خداوند اینهمه نعمت به ما عنایت کرده است برای اینکه ما را مورد امتحان قرار بدهد که ما شاکر یا کافر نعمت باشیم، و هر کسی شکرگزار باشد به نفع خود شکرگزاری کرده است، پروردگار بینیاز است، اگر بنده خودش را آزمایش میکند برای تکمیل آن بنده است نه برای اینکه او نیازی به آزمایش دارد.«وَ مَنْ کفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِی کرِیمٌ» [٣].
توأم بودن علم و قدرت
غرض این جهت است که در اینجا هم قرآن این عمل خارقالعاده را نمیگوید: «قالَ الَّذی عِنْدَهُ قُوَّةُ کذا، عِنْدَهُ قُدْرَةُ کذا»، میگوید:«قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتابِ». اینجا که بحث از قدرت است علم را به میان میکشد، در سوره والنجم که بحث از علم است قدرت را به میان میکشد. این به واسطه توأم بودن ایندو است. فردوسی شعری دارد و مضمون حدیث هم هست. البته این شعر در سطح پایینتری است: «توانا بود هر که دانا بود» دانایی و توانایی با همدیگر هستند. مقصود این است که هر کسی هر اندازه که دانا باشد بر قدرتش افزوده میشود. البته او از این راه میگوید که انسان وقتی که دانا بود قانون جهان را بهتر میداند؛ وقتی قانون جهان را بهتر دانست بهتر میداند که
[١]. قبلا هدهد خبر تخت شگفتانگیز او را برای سلیمان گفته بود.[٢]. اجمالا نشان میدهد که نوشتهای هست، کتابی هست و علمی هست، ولی با تنوین که میگویند (تنوین تنکیر) یعنی شما نمیتوانید بفهمید آن علم چه علمی است.[٣]. نمل/ ٢٠- ٤٠.