مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥ - ریشه قرآنی بیان حکمای اسلام
یک استدلال دیگری در قرآن است و آن غیر از این دوتاست و از راه هدایت و رهبری موجودات است و این از مختصات قرآن است که میان اصل نظم و اصل هدایت تفکیک کرده است؛ یعنی آن را یک چیز میداند و این را چیز دیگر؛ و در همان مبحث توحید عرض کردم در میان کسانی که من دیدهام متوجه این نکته شدهاند اول کس ظاهرا فخرالدین رازی است که در تفسیر خودش میگوید بر خلاف آنچه که متکلمین خیال میکنند، قرآن ایندو را از یکدیگر تفکیک کرده است. چطور میشود هدایت را از نظم تفکیک کرد؟ ممکن است بگویید همان است، چیز دیگری نیست. اگر ساختمان موجود یک شیء برای راهی که میرود کافی باشد، آن دیگر هدایت علیحدهای ندارد، مثل اینکه یک سفینه را طوری میسازند که خود سفینه و آن ساختمان داخلی و ماشینیاش کافی است، یعنی مجموع علل فاعلی که در آن گنجاندهاند کافی است که او را پیش ببرد و هدایت کند، همان نظمش هادی او هم هست. ولی گاه یک نوع هدایتهایی در شیء هست که این ساختمان برای آن هدایت کافی نیست، یک چیز دیگری غیر از ساختمان مادیاش باید باشد، مثل یک کششی که از جلو دارد این شیء را میکشد و میبرد. میگویند علل فاعلی کأنّه سائق است یعنی از پشت سرْ شیء را میراند و به جلو میبرد، علت غائی مثل قائد است که از جلو میکشد، مثل یک جذبهای که یک شیء را به سوی خودش میکشد. ما از قرآن چنین استنباط میکنیم که گذشته از این نظم بسیار دقیقی که در اشیاء هست، قوه هدایتی در اشیاء وجود دارد که اینها را میکشاند. در آنجا ما بحث کردیم این هدایتهای عجیبی که در اشیاء مخصوصا در جانداران هست، نظم داخلی و نظم ماشینیشان برای چنین هدایتی کافی نیست خصوصا آنهایی که از نوع ابتکار است و حتی از نوع تطبیق دادن خود بر احتیاجات جدید و احتیاجات پیشبینی نشده است.
اصل هدایت اشیاء یک اصلی است که در قرآن خیلی هم روی آن تکیه شده است. قرآن میفرماید که ما هیچ چیزی را عاری از هدایت خلق نکردیم: رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی [١] (با «ثُمَّ» ذکر کرده است) در ساختمان هر چیزی آنچه که برای آن چیز لازم است قرار دادیم و سپس او را هدایت کردیم. آنچه که در اینجا من میخواهم به آن استدلال کنم این «کلَّ شَیءٍ» است؛ یعنی هر موجودی، در هر مرتبهای، به هر نوع هدایتی که نیاز دارد و در مسیر تکاملی آن قرار گرفته است آن هدایت به او داده شده است. بنابراین ما باید ببینیم که انسان در چه مرحلهای از تکامل است و در آن مرحله به چه هدایتهایی نیازمند است. اگر ما نیازمندی را ثابت کردیم- ممکن است شما آن را قبول نکنید، آن یک حرفی است، ولی اگر نیازمندی بشر را به هدایت وحی قبول کردیم- به حکم قرآن که هیچ موجودی در مرتبهای که به یک هدایت احتیاج دارد مهمل گذاشته
[١]. طه/ ٥٠.