مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٥ - توصیفات خدا به عظمت و جلال در قرآن
بداریم افاده حصر میکند. در فارسی هم همین طور است. مثلا یک وقت میگوییم «آقای زید در مسجد است» یعنی آقای زید در مسجد است، ممکن است آقای عمرو هم در مسجد باشد؛ و یک وقت میگوییم «در مسجد آقای زید است» یعنی آن که در مسجد است آقای زید است. آنوقت محدود و منحصر میشود که آن که در مسجد است منحصرا اوست.«لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی» (نه الاسماء الحسنی له) تمام شؤون کمالیه از آن اوست و بس.
«أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ» [١] حق مطلق فقط اوست؛ یعنی هر چیزی هر حقیتی که دارد از ناحیه اوست، حق واقعی اوست و حقی هم که دیگری دارد باز مال اوست. حیات هم انحصار دارد به او:
«هُوَ الْحَی» [٢].
«وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ» [٣] علم منحصرا از آن اوست، قدرت منحصرا از آن اوست.«أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً» [٤] جمیع قوّت منحصرا از آن اوست.«لَهُ الْمُلْک وَ لَهُ الْحَمْدُ» [٥] مُلک از آن اوست و ستایش هم منحصرا برای او باید باشد.«هُوَ الْغَنِی» [٦] بینیاز مطلق منحصرا اوست. در این زمینه آیات دیگری هم داریم، فقط یک آیه دیگر را برایتان میخوانم و بعد وارد قسمت دیگر بشویم.
بعد عرض خواهیم کرد که یکی از وجوه فوقالعادگی و اعجاز قرآن راههایی [٧] است که برای خداشناسی ارائه میدهد. یک راه که بیش از هر راه دیگر در قرآن روی آن تکیه شده است- که باز از مختصات این کتاب آسمانی است- همین است که بشر را به آیات آفاقی و انفسی- که این هم از اصطلاحات خود قرآن است- تشویق میکند یعنی موجودات و مخلوقات را آیت (نشانه) مینامد، مرآت و آینه میخواند و مرتب مردم را دعوت به مطالعه در اینها میکند. مطالعه در هر مخلوقی از نظر قرآن مطالعه در آئینهای است که با آن خدا را میتوان شناخت. این دیگر یک مطلبی است که اینقدر در قرآن تکرار شده که احتیاجی ندارد که ما بعضی آیات را هم به عنوان نمونه و تأیید ذکر کنیم. فقط یک آیه را که در ذیلش مطلب دیگری مربوط به بحث کنونی ما هست عرض میکنم که در سوره فصّلت است و آن این است:«سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» پس از این، آیات خودمان را در آفاق (در افقها) و در نفوس (در روانها) [ارائه خواهیم کرد؛] چون واقعا یک نوع اختلافی است: آیات روانی، ما را به یک مطلب میرساند و
[١]. نور/ ٢٥.[٢]. بقره/ ٢٥٥.[٣]. روم/ ٥٤.[٤]. بقره/ ١٦٥.[٥]. تغابن/ ١.[٦]. یونس/ ٦٨.[٧]. نه یک راه؛ اصلا اعجاز قرآن در همین است که یک راه نشان نداده، راهها نشان داده است.