مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩١ - قولی دیگر در بیان استدلال قرآن
میرسد اینکه قرآن میگوید: أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکمْ عَبَثاً وَ أَنَّکمْ إِلَینا لا تُرْجَعُونَ [١] «شما خیال کردهاید ما شما را بیهوده آفریدهایم و به سوی ما بازگشت نمیکنید»، میخواهد ما را ارجاع دهد به هستی خودمان که اگر بنا بود شما باز نگردید به خدا، شما شما نبودید و شما شما آفریده نشده بودید؛ در کمون شما چنین استعداد و قوهای هست.
من میتوانم بگویم برای اولین بار است که درباره این آیات تأمل و تدبر میکنم و الآن هم به بیانات خودم از نظر مجموع این آیات جازم نیستم، تا ببینم چه در میآید.
قولی دیگر در بیان استدلال قرآن
بعضی دیگر میگویند مقصود قرآن از این بیانات این است: اگر پایان هستی نیستی باشد، خلقت عبث است. پایان هستی نیستی نیست و این نیستیها- که نیستیهای نسبی است- منتهی میشود به یک غایت (یا غایات) ثابت و دائم که قرآن از آن تعبیر میکند به «حق»، یعنی یک امر ثابت و دائم.
میخواهد بگوید اگر این عالم و همچنین شما به سوی یک غایت دائم و ثابتی که برای همیشه باقی باشد نروید و پایان شما نیستی باشد، در این صورت خلقت عبث و باطل است، همان حرفی که امثال خیام میگویند:
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست | چون هست به هر چه هست نقصان و شکست | |