مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٨ - توصیفات خدا به عظمت و جلال در قرآن
- ضمن بحثی که به دین زردشت هم اشاره شد که ریشه آن شرک است و اینها به دو قدرت قائل بودند، البته شاید من درکم این طور بود، نظر آقای مطهری چیز دیگری باشد. یک مقدار شواهد تاریخی هست که این فرضیه را ثابت میکند که تمام ادیان چه ادیانی که در حال حاضر یا در گذشته بودهاند و ما افکار و نظریاتشان را به صورت شرک میدانیم و وجود هم دارد در اصل و مبدأشان این طور نبودهاند، غالبا مبدأ توحیدی داشتهاند ولی در طول زمان به خاطر اینکه عقل و فکر انسان در آن زمانها رشد کافی نکرده بود تا بتواند مسائلی را غیر از مسائل محسوس و ملموس درک کند و به ذهنش بسپارد و بتواند بفهمد خواه ناخواه مدت زمانی که میگذشت انسان مجبور بود برای درک مسائل، آنها را شبیه خودش در بیاورد. اصلا بشر اولیه خاصیت و حالتش همین بوده که بین خودش و محیطش نمیتوانست تفاوتی قائل باشد، هر چیزی را باید با قیاس به خودش درک میکرده.
در هندوستان بعضی اسناد تاریخی نشان میدهد که شاید ده دوازده هزار سال پیش اعتقاد به خدای واحد به آن صورت توحیدی که ما معتقدیم وجود داشته. در مصر قبل از ظهور موسی اعتقاد به خدای واحد هم وجود داشته. از نظر قرآنی هم پیغمبر همیشه ظهور میکرده و بشر را به اعتقاد خدای واحد متوجه میکرده اما چون انسان به علت همان عدم رشد کافی عقل و اندیشهاش- که ما امروز شاهدش هستیم- نمیتوانسته آن مفاهیم مجرد و پاکیزه را درک کند خواه ناخواه بعد از مدتی برای اینکه این اعتقاداتش را در ذهنش نگه دارد مجبور بوده به اشیاء ملموس و آنچه که حس میکند یا میبیند مجسم کند، خواه ناخواه یک واسطههایی میتراشیده برای اینکه صفات او را در آن واسطهها ببیند و بتواند خدای خودش را پرستش کند. بعد از مدتی همین واسطهها و همین ملموسات و تجسمهایی که ایجاد کرده خودش جانشین آن اعتقاد اولیه میشده و آن اعتقاد فراموش میشد و خواه ناخواه باز پیغمبر دیگری ظهور میکرده و آنها را از این افکار آلوده و منحرف برمیگردانده.
شاید در مورد همین دین زردشت و دین اهورا مزدا هم همینطور باشد که ابتدا یک چنین ریشه توحیدی داشته ولی بعدا باز هم به علت نقص و رشد ناکافی اندیشه انسان نتوانستهاند آن را در همان حالت نگه دارند مثل ادیان هندوستان یا سایر جاهای دنیا، و به تدریج این هم حالت شرک به خودش گرفته است.
استاد: من از تذکری که آقای دکتر دادند متشکرم و منظور من این نبود. من بیان ایشان را صد درصد قبول دارم یعنی قبول داشتهام؛ اگر هم از عرایض من خلاف آن مفهوم شده من اصلاح میکنم. منظور من فقط این بود که در عصر و زمان پیغمبر و نیز در آثاری که از قدیم باقی مانده،