مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - اعجاز قرآن از جنبه فکری
زلف را کنایه از یک چیز قرار بدهند، چشم را کنایه از یک چیز و اندام را کنایه از چیز دیگر قرار بدهند برای اینکه میدان سخن برایشان باز باشد. مگر حافظ میتوانست معانی عرفانی خودش را جز با همین قالب می و معشوقه این قدر زیبا بگوید؟ و هر کس دیگر. حالا ممکن است کسی درباره حافظ شک کند بگوید این همه می و معشوقه گفته همه، مقصودش همین شرابخواری و این حرفها بوده؛ در صورتی که قطعا این طور نیست؛ یعنی هم خود دیوان حافظ و هم تاریخش از این امر حکایت میکند. اگر درباره حافظ تردید کنیم، آیا درباره مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی- فقیهی که از ازهد فقهای دنیای تشیع بوده- هم شک میکنیم که اهل می و معشوقه نبوده ولی هر وقت خواسته این معانی را بگوید در همین زبان گفته؟ اگر درباره آقامیرزا محمد تقی شیرازی بگوییم چون ایشان را ندیدهایم شک میکنیم، آیا درباره علامه طباطبائی هم میتوانیم شک کنیم، بگوییم آقای طباطبائی هم وقتی که از می و معشوق و اینها دارد میگوید او واقعا- العیاذ باللَّه- یک مرد شرابخواره است؟:
مهر خوبان دل و دین از همه بیپروا برد | رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد | |
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد [١] | از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد | |