مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٩ - مقصود از ظالم چیست؟
شما به جای امیرالمؤمنین بودید، عبداللَّه بن عباس را انتخاب نمیکردید و ...؟ در این گونه مسائل تاریخی قضاوتهای ظنّی مانعی ندارد. انسان درباره شخصی قضاوت میکند که من فکر میکنم اگر فلان کس در پانصد سال پیش به جای آن کار این کار را میکرد بهتر بود. کسی میگوید قطعاً؟
میگوید من این طور فکر میکنم. این، مانعی ندارد. ولی در این گونه مسائل قضاوت قطعی کردن حتی نه نسبت به امیرالمؤمنین، نسبت به افراد دیگر هم صحیح نیست. او حاضر در وقایع و مسائل بوده و عبداللَّه بن عباس را از ما و شما بهتر میشناخته و اصحاب دیگرش را هم از ما و شما خیلی بهتر میشناخته است. آنوقت ما این طور قضاوت کنیم که اگر حضرت به جای عبداللَّه بن عباس کس دیگری را انتخاب میکرد، او آن کار را بهتر انجام میداد، و او را انتخاب نکرد. این، سرعت در قضاوت در این گونه مسائل است. بعلاوه شما خودتان در بیاناتتان- که ما همیشه استفاده کردهایم- همواره این مطلب را گفتهاید که علی علیه السلام یک سیاست خاصی داشت و نمیخواست و نمیبایست یک ذره از آن سیاست تخلف کند، و در این سیاست همراه نداشت، خودش هم همیشه میگفت فرد ندارم. همین عبداللَّه بن عباس و دیگران دائماً میآمدند علی علیه السلام را توصیه میکردند به انعطاف یعنی همان چیزی که امروز به آن سیاست میگویند. شما بیایید به من ثابت کنید که علی علیه السلام یک کادر کافی داشت و در آن کادر کافی- العیاذ باللَّه- اشتباه کرد. من که نمیتوانم ثابت کنم که یک کادر کافی داشت. من همین قدر میدانم که علی علیه السلام که پیغمبر او را برای خلافت تعیین کرده و خودش اینهمه فریاد میکشد راجع به اینکه خلافت را ربودند، وقتی بعد از زمان عثمان به سراغش میآیند که با او بیعت کنند، عقب میکشد و میگوید: دَعونی وَ الْتَمِسوا غَیری فَانّا مُسْتَقْبِلونَ امْراً لَهُ وُجوهٌ وَ الْوانٌ ... وَ انَّ الْآفاقَ قَدْ اغامَتْ وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَکرَتْ [١] زمینه و اوضاع، دیگر خراب شد و خلاصه نمیشود کار کرد، یعنی من فرد ندارم، افراد را از دست دادهام، من ندارم آدمی که بتوانم [به کمک او اوضاع جامعه را] اصلاح کنم. همچنین میگوید: لَوْ لا حُضورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ ... [٢] بر من دیگر حجت تمام شده، من در مقابل تاریخ عذری ندارم، تاریخ این حرف را از من نمیپذیرد، میگویند علی فرصت را از دست داد. من با اینکه این فرصت، فرصت نیست، ولی برای اینکه تاریخ نگوید فرصت خوبی بود و از دست داد، قبول میکنم.
بنابراین او خودش مدعی است که [کادر کافی] نیست و الآن وقت خلافت من نیست.
درباره هرکسی انسان تردید کند، درباره خود علی علیه السلام تاریخ هم تردید نمیکند که او خودش را احقّ به خلافت میدانست از دیگران. سنّیها هم این را قبول دارند که علی علیه السلام خودش
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٩١.[٢]. نهجالبلاغه، خطبه ٣.