مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧ - آیاتی که گروه دوم به آن استناد کرده اند
فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیکونُ طَیراً بِإِذْنِ اللَّهِ» من میسازم برای شما از گِل به شکل مرغ و سپس میدمم در آن.
اینجا را بعضی نقطه مقابل استفاده کردهاند، این جور میگویند:«فَیکونُ طَیراً بِإِذْنِ اللَّهِ» بعد به اذن پروردگار مرغ میشود.«بِإِذْنِ اللَّهِ» را به «فَیکونُ طَیراً» برمیگردانند، میگویند پس این آیه میگوید ببینید، ساختن از گِل کار من، دمیدن کار من، مرغ شدن کار خدا. به مرغ شدن که میرسد میگوید «فَیکونُ طَیراً بِإِذْنِ اللَّهِ».
ولی این جواب دارد. جوابش این است که اولا خود کلمه «بِإِذْنِ اللَّهِ» نشان میدهد که اگر کار خدا بود دیگر به اذن خدا غلط بود، ثانیا «فَیکونُ طَیراً» به تمام اینها میخورد:«أَنِّی أَخْلُقُ لَکمْ مِنَ الطِّینِ کهَیئَةِ الطَّیرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیکونُ طَیراً بِإِذْنِ اللَّهِ» من میسازم از گل به اذن خدا و میدمم به اذن خدا و مرغ میشود به اذن خدا؛ یعنی میگوید تمام این کارها را که من میکنم و بعد چنان نتیجهای پیدا میشود همه به اذن پروردگار است. و از آن بالاتر جمله بعدی است که کاملا توضیح میدهد:
«وَ أُبْرِئُ الْأَکمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْی الْمَوْتی بِإِذْنِ اللَّهِ» [١] شفا میدهم کور مادرزاد را و پیس را و زنده میکنم مرده را به اذن پروردگار. اینجا در کمال صراحت، فعل را به خودش نسبت میدهد ولی میگوید به اذن پروردگار.
آیه دیگری که از آن بالاشاره میشود استفاده کرد این است:«وَ قالَ الَّذِینَ لا یرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَینَا الْمَلائِکةُ أَوْ نَری رَبَّنا لَقَدِ اسْتَکبَرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کبِیراً» [٢] این کافران این جور میگویند که چرا ملائکه بر ما نازل نشد، چرا ما نباید خدای خود را ببینیم؟ بعد از این هر دو ادعا، قرآن جملهای میفرماید:«لَقَدِ اسْتَکبَرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ» اینها درباره خودشان ادعای بزرگی میکنند.
این آیه خودش میفهماند که نزول ملائکه یا رؤیت پروردگار به آن معنا که پیغمبران ادعا میکردند که ما خدا را میبینیم (البته نه با چشم سر) شایسته فقط بعضی از افراد است نه همه افراد.
پس نفوس، متساوی نیستند و نفوس خاصی هستند که این شایستگی را پیدا میکنند؛ و این هم باز دلالت میکند بر اینکه نفوس پیغمبران دارای یک درجه و مقام خاصی است که به موجب آن درجه و مقام خاص، هم وحی را تلقی میکنند و با ملائکه ارتباط پیدا میکنند و هم کارهای معجزآسا را انجام میدهند.
من این را به صورت طرح عرض کردم. پس در اینجا دو نظریه است. یک نظریه این است که واقعا معجزه را صاحب معجزه باذن اللَّه انجام میدهد. معنایش این است که در اینجا روح او، نفس او، اراده او، قدرت او واسطه است. نقطه مقابل، این است که اساسا اینجا مسأله قدرت و اراده انسان
[١]. آل عمران/ ٤٩.[٢]. فرقان/ ٢١.