مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - پیدایش عالم و حرکت جوهری
تفهیم و تفهّم در آن آسان باشد کافی است. به اصطلاح میگویند در علوم اگر تعریفات از حدود «رسم» تجاوز نکند کافی است و فقط لازم است نشانهای بدهند، چون فقط میخواهند این موضوع با غیر آن اشتباه نشود. ولی از نظر فلسفی، وقتی میخواهند چیزی را تعریف کنند، باید به حقیقت و ماهیت آن چیز نزدیکتر بشوند.
در باب انرژی، انرژی را چیزی غیر از ماده میدانند، همین مقدار غیریت که ماده از انرژی پیدا میشود یا به انرژی تبدیل میشود. خیلی چیزها را ما خیال میکنیم در عالم خارج وجود دارد در حالی که در عالم خارج وجود ندارد بلکه در ذهن ما وجود دارد، مثل رنگ. ولی چند چیز است که [باید ببینیم] آیا قطع نظر از ذهن ما، در خارج وجود دارد یا نه؟ یکی از آنها حرکت است؛ ناچار میگویید حرکت قطع نظر از ذهن ما در خارج وجود دارد. دیگری بُعد است (البته فرضیه ما این است که بعد وجود دارد)؛ میخواهیم ببینیم در این بیانی که میکنید وجود بُعد را قبول میکنید یا نه.
در باب ماده که نقطه مقابل انرژی میگیرند (مثل همین عناصر و یا اتمهایی که عناصر از آنها تشکیل شده است) ابعاد قائل میشویم، طول و عرض و عمق قائل میشویم، بُعد و امتداد و جهت قائل میشویم. لهذا میگوییم این اتم مثلا در اینجا قرار دارد نه در آنجا، میتواند اینجا باشد میتواند آنجا باشد، و در اینجا هم که هست این طرف و آن طرف دارد. این طرف و آن طرف داشتن، فرع بر این است که خودش بُعد و امتداد داشته باشد، و الّا نقطه که این طرف و آن طرف ندارد.
حالا میآییم سراغ انرژی. قدیمیها تصور دیگری درباره انرژی داشتند و از نظر تصور آنها [مسأله انرژی] حل شده بود. برای آنها حرارت، یک موجود مستقل نبود که قابل انتقال باشد، بلکه یک حالت بود برای جسم و تابع خود جسم بود و اگر میخواست منتقل شود باید با خود جسم منتقل میشد؛ به اصطلاح یک عَرَض بود. ولی امروز میگویند خود حرارت منتقل شد، بدون اینکه بخواهند فرض کنند حاملی داشته باشد و شیء دیگری منتقل شود تا حرارت منتقل شود. در عین حال حرارتْ ماده هم نیست. ماده نیست یعنی بُعد هم ندارد. بُعد ندارد [یعنی] مکان هم ندارد. شما حرارت را چطور تعریف میکنید که ماده نباشد و در خارج موجود باشد و مستقل از ماده قابل نقل و انتقال باشد و جایش را عوض کند؟ اگر هم بگویید موج است، در خود موج هم بحثِ مکان است. آیا میشود موجی باشد بدون اینکه مادهای باشد؟ موجِ خالص باشد بدون اینکه ماده متموّجی در کار باشد؟
دلم میخواست کسی برای من ماهیت انرژی را حل کند، البته نه با آن تعریفات انرژی که بگوید همان چیزی که در فلان جا این طور میشود [و این اثر را دارد.] این از نظر تعریف علمی