مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٩ - اصل چهارم و پنجم و ششم مذکور در کتاب ذره بی انتها
قیامت را حل نمیکند؛ اگر ما بخواهیم به آنچه که قرآن میگوید ایمان داشته باشیم، قرآن برای قیامت جنبه جسمانی و مادی قائل است. و همین طور هم هست، سراسر قرآن پر است از جنبههای جسمانی بهشت و جنبههای جسمانی جهنم، منتها ایشان اینگونه تعبیر کردهاند: «بقای ماده و زندگی جسمانی»، ایندو را با یکدیگر ردیف قرار دادهاند.
یک سؤال به وجود میآید: اگر ماده هم با تمام خصوصیات باقی باشد، چگونه میتوانیم نظاماتی را که در آنجا هست (از جمله اینکه مرگ و پیری در آنجا نیست) توجیه کنیم؟ البته ایشان جواب دادهاند که با حکومت عنصر سوم بر عنصر دوم، مرگ و مردن و کهولت و این حرفها به کلی از بین میرود. ولی قدما میان ماده و جسم تفکیک میکردند و میگفتند جسم عبارت است از آن حقیقتی که این ابعاد را ایجاد میکند، و ماده حقیقتی است که از جسم مخفیتر و مستورتر است و با تجزیه نمیشود آن را به دست آورد، بلکه وجود آن را با دلیل عقل کشف میکنیم. ماده واقعیتی است که جز استعداد و قابلیت برای حرکت و تغییر، چیز دیگری نیست. عالم آخرت، جسمانی هست ولی مادی نیست. «جسمانی هست» یعنی همین طور که در اینجا ابعاد جسمانی داریم، آنجا هم ابعاد جسمانی داریم، و «مادی نیست» یعنی استعداد و قوه (به معنی استعداد) برای حرکت و تغییر، استعداد برای چیز دیگر شدن و امکان برای اینکه چیزی باشد و چیز دیگر بشود از او گرفته میشود.
قدر مسلّم این است که زندگی جسمانی در آنجا هست؛ حالا ماده به این معنا هست یا نیست محل حرف است و باید بگوییم نیست، به جهت اینکه اگر باشد باید آنجا دار عمل باشد. معلوم میشود در آنجا در عین اینکه جسم هست ولی امکان تغییر دادن خود و تغییر دادن وضع خود وجود ندارد، در آنجا هرچه هست ابداع است؛ یعنی هر موجودی هر مرتبهای از وجود را که دارد، برحسب مرتبه وجود خودش میتواند اشیائی را ابداع و ایجاد کند اما نمیتواند خودش را از حالی به حال دیگر تغییر بدهد.
اصل چهارم و پنجم و ششم مذکور در کتاب ذره بی انتها
اصل چهارم: «زوال و لغو اصل کهولت» که مسلّم در آخرتی که برای ما بیان کردهاند همین طور است؛ در آنجا پیری، نیستی و کهنگی نیست.
در اصل پنجم میفرمایند [١]: «مصدر انرژی شدنِ اشیاء و قدرت خلّاقه یافتن انسان». عرض کردم که همین طور هم هست و تا به آنجا رسیدهاند که میگویند انسان در آنجا حی قیوم لایموت
[١]. [مطالبْ از کتاب ذرّه بیانتها نقل میشود.]