مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢ - بیان علامه طباطبائی ( ره )
معجزه
بحث ما درباره معجزه و خرق عادت بود که از مسائل لاینفک مذاهب است و اینکه توجیه معجزات و خوارق عادات چگونه است (و باز تکرار میکنیم که به طور کلی معجزه را از دین نمیتوان نفی و سلب کرد)؛ آیا میتوانیم برای آن یک مبنا و توجیهی داشته باشیم یا نه؟ اولین مطلب این بود که اساسا معجزه آیا کار یک انسان است یعنی یک قوّه خارقالعادهای است که خداوند به یک انسان اعطا میکند و آن انسان است که با نیروی اراده خودش یک عمل خارقالعاده انجام میدهد، و یا به اصطلاح این کارْ خدایی است و کار خداست و به انسان- ولو پیغمبر باشد- هیچگونه ارتباط واقعی ندارد؛ خدا به دست او اجرا میکند بدون آنکه نیروی او و اراده او تأثیری داشته باشد؟ عرض کردیم که ما از آیات قرآن چنین استنباط میکنیم که معجزه فعل همان شخصی است که آن را انجام میدهد، نیرو و قدرت اوست که این کار را انجام میدهد یعنی خداوند این قدرت را به یک انسان داده است و آن انسان است که چنین کاری را میکند و بر این مبناست که ما حالا میخواهیم توجیه معجزه را پیدا کنیم.
پس در واقع معجزات برمیگردد به استعدادهای انسانی که یک انسان میرسد به پایهای که چنین کاری را میتواند انجام بدهد. بعد گفتیم که آیا [درباره] معجزه هم مثل وحی میتوانیم بگوییم که نمونهاش در همه افراد وجود دارد ولی در آن کسی که معجزه را انجام میدهد مثلا در پیغمبران به حد اعلی وجود دارد؛ همان طوری که در وحی و الهام هم هیچ انسانی نیست که از نوعی الهام بیبهره باشد ولی الهام و القاء از باطن درجات و مراتبی دارد، شدیدترین مرتبهاش آن است که ما آن را «نبوت» مینامیم. حالا درباره معجزه از این نظر بحث کنیم که آیا در انسان به