مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٧ - داستان دکتر معین
پرسیدند که از او چه جوابی میخواهی؟ من گفتم که او را بفرستید تهران. بچه جواب داد که الآن تهران هستم، مثلا میدان توپخانه. گفتیم اینجا را شرح بده. بچهای که هرگز به ایران نیامده بود تمام آن را شرح داد، آنجا این جور است، یک خیابان این طرف است یک خیابان آن طرف، ساختمان این جور، مجسمه این جور و خصوصیات دیگر. (گفت تا اینجا برای ما خیلی عجیب نبود یعنی میتوانستیم یک توجیهی بکنیم؛ و میگفت بعد وقتی من برای بعضی از ماتریالیستها گفتم همینطور توجیه میکردند، البته توجیه به معنی احتمال نه توجیه علمی، که شاید آن عامل، فکر تو را میخوانده چون تو که میدانی تهران چگونه است، او فکر تو را جذب میکرد بعد پس میداد به این بچه، پس این بچه وضع تهران را میتوانست بفهمد از طریق تو.)
گفت حال کجا برود؟ گفتم بفرستیدش میدان ژاله. رفت میدان ژاله. گفتیم آنجا را توصیف کن.
همین جور توصیف کرد که واقعا میدان ژاله بود. گفت دیگر کجا؟ گفتیم بفرست چهارصد دستگاه.
رفت چهارصد دستگاه. باز همین جور تشریح کرد که چهارصد دستگاه بود. تا فرستادیم خانه خودمان. خانه را همان طور تشریح کرد که بود. رفت داخل خانه. گفتیم حالا چه میبینی؟ گفت پله را این جور رفتم بالا و این طرف یک اتاق است و آن طرف یک اتاق، و اتاقی را نشان داد که آنجا یک خانمی است که الآن خوابیده (ساعت در حدود سه بعد از ظهر بوده). نشانیهایی داد که همان نشانیهای خانم دکتر معین بوده. (میگفت باز تا اینجا هم قضایا کمی قابل توجیه بود.)
فرستادمش داخل کتابخانه خودم؛ گفتم آن اتاق روبرو که میگوید، بگویید برود در آن اتاق بگوید آنجا چیست. آنجا که رفت، بر خلاف آنچه من فکر میکردم گفت اتاقی است خالی، هیچ چیز در آن اتاق نیست، فقط دوتا تابلو دیده میشود که آنها را هم به پشت گذاشتهاند. من تعجب کردم؛ کتابخانه من که این جور نیست!
آمدم منزل، بلافاصله آن را برای خانمم نوشتم که در فلان روز، فلان ساعت وضع خودت را بگو و مخصوصا وضع کتابخانه من را تشریح کن. جواب نامه به فاصله کمتر از یک هفته آمد، معلوم شد که در آن روز اینها میخواستهاند اتاقها را پاکیزه یا رنگ کنند و بدون اینکه قبلا از من اجازه گرفته باشند تمام کتابها را از کتابخانه من بیرون برده بودند و آن دو تابلو، دو تابلوی عکس بوده و اتفاقا فقط همان دو تابلو داخل اتاق بوده است. دیگر این جهت را حتی من هم نمیدانستم که بگویم شخص عامل این را از فکر من گرفته است و دارد به این بچه انتقال میدهد. دکتر معین میگوید وقتی ما به ماتریالیستها گفتیم که شما این را چگونه توجیه میکنید گفتند دیگر ما برای این توجیهی نداریم.
به هر حال این مطلب که در اثر خواب مصنوعی، حواس انسان یک حساسیتی پیدا کند که از دور ببیند و از دور بشنود، اجمالا نشان میدهد که در انسان یک نیروهایی وجود دارد غیر از این