مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - شباهت مراتب هستی با مراتب اعداد
شیراز بودم و در قرن هفتم هجری بودم ...» اگر تمام آن خصوصیات را بگویی، آنوقت اصلا تو نیستی، او هموست، او همان است که هست. این یک توهم غلطاندازی است که به اصطلاح فلسفی میگویند فکرِ اصالت ماهوی- که فکر عامیانه است- آن را در ذهن انسان میآورد؛ ماهیت را از وجود تفکیک میکند و بعد این ماهیت را اینجا و آنجا میبرد. خیال میکند این یک امر واقعی است و نمیداند که اصلا این هستی که در عوالم ماقبل طبیعت و عالم طبیعت پهن شده است (در طبیعت هم چه پهنی زمانی، چه پهنی مکانی) هر موجودی در هرجا که هست، جایش با هستیاش یکی است و اگر از جایش بخواهد جدا شود اصلا خودش خودش نیست. این نحوه از هستی آمیخته به نیستی برای موجودات عالم طبیعت، مقوّم ذاتشان است. اینکه در این دنیا پیری و جوانی با همدیگر باشد و انسان از همان حالت اول- مثلا از همان ذره اول که مبدأ نطفه میشود- حرکت کند، بعد به صورت بچه در بیاید، بعد به صورت یک آدم جوان در بیاید، بعد به صورت یک آدم پیر در بیاید و بعد هم تحول دیگری از این دنیا به عالم دیگر پیدا کند، همه از لوازم عالم طبیعت است.
این هم مرحله دیگر که اگر از این مرحله فارغ شدیم، بعد در مرحله سوم راجع به این بحث میکنیم که اصلا در این دنیا این بدیهایی هم که میگویید، چنین نیست که آنها را فقط به شکل «بدی» قبول کنیم و بگوییم «بدی هستند اما از این بدیها چارهای نبود»؛ نه، غیر از این که چارهای نبود، همین بدیها منشأ خوبیهای این عالمند و به یک معنا علتند برای خوبیهای این عالم، به شکلی که در جلسه آینده انشاءاللَّه بحث میکنیم.
- اینکه میگویند سایه عدم نور است، البته سایه عدم نور هست ولی شُرور را نمیشود به آن تشبیه کرد، به این علت که یک بار عدد مثبت است، یک بار صفر است که دیگر عدد نیست و یک بار منفی است. بنده یک بار متموّل و پولدارم، یک بار اصلا پول ندارم، ولی یک بار اصلا مدیونم و علاوه بر اینکه پول ندارم بدهکار هم هستم. این بدهکاری را نمیشود «پول نداشتن» گفت.
مطلب دوم این است که در مورد خیرات و شرور در عالم- همان طوری که فرمودید- باید به طور کلی قضاوت کرد و این همان چیزی است که متدینین هم میگویند که «لابد مصلحتی است»، چون روی نتیجه نگاه میکنند که منحیثالمجموع کار عالم بر اساس خیر است.
استاد: مطلب دومی که فرمودید، تأیید سخن ما بود و درست هم هست، ولی از مطلب اول هم به این سادگی نگذرید؛ من نمیگویم شما صد در صد قبول کنید، میگویم تأمل کنید. اما آن مثالی که فرمودید «یک وقت من ثروت دارم، یک وقت ثروت ندارم و یک وقت مدیون هستم»، شما از نظر